به دنبال خدا نگرد ...

وبلاگ روستاي كميشان

به دنبال خدا نگرد
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آنجاست
در جمع عزیزترینهایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آنجا نیست

وبلاگ روستاي كميشان

او جایی است که همه شادند
و جایی است که ...

 

لطفا روي ادامه مطلب كليك كنيد ...

ادامه نوشته

خدا قوت همولايتي ...

خدا قوت همولايتي

 عمو رحيم ؛ چند شغله بودن ممنوعه ها ... !!!

 

خدا قوت همولايتي

 ته خسته تن بلاره دائي وچه زا  ... !!!

 

خدا قوت همولايتي

 ژستو حال ميكنين ... ؟!!

 

خدا قوت همولايتي

پس مجيد كو ... ؟!!!

 

لطفا روي ادامه مطلب كليك كنيد ...  

ادامه نوشته

روز پدر مبارک

 

        حضرت علی (ع ) پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت .

       پدر عزیزم از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشد . این بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی ...

         روز پدر برای بزرگداشت ارزش پدر در خانواده در کشورهای گوناگون جشن گرفته می‌شود. در بیشتر کشورهای جهان سومین یکشنبه ماه ژوئن روز پدر است. در سال ۲۰۱۱ روز پدر ۱۹ ژوئن (برابر با ۲۹ خرداد) میباشد. در ایران همزمان با روز میلاد حضرت علی ابن ابی طالب مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، روز پدر نامیده میشود .

          اين دو تقارن فرخنده بر تمامي ايرانيان خجسته باد ...


مدیریت وبلاگ

لوگوی گوگل

  درود همولایتی ...        

         اگه چند روز پیش به سايت گوگل رفته باشيد متوجه میشدید كه لوگوي گوگل عوض شده و به جاش عكس يه گيتار گذاشته كه وقتی ماوس رو روي تارهاي گيتار حركت بديد تارها به صدا در ميان. اين عكس رو گوگل به مناسبت تولد لس پال ( Les Paul) گذاشته بود .

 

Iran-Eshgh

 لس پال (به انگلیسی: Les Paul) موسیقی‌دان و مخترع آمریکایی بود. او نقش عمده‌ای در گسترش گیتارهای بدنه توپُر دارد و از او به‌عنوان یکی از افرادی یاد می‌شود که باعث شد  «راک اند رول نواختن» ممکن شود.

Iran-Eshgh

          لس پال به خاطر نوآوری‌های‌اش در صنعت ضبط موسیقی مانند ابداع تکنیک آوردابینگ یا صدا روی صدا، ساخت افکت‌های دیلِیو دستگاه‌های مولتی‌تِرَک شناخته شده‌است. استعداد او در خلق ابزار مکمل‌های صوتی به شیوهٔ نوازندگی‌اش با گیتار هم سرایت یافت و تکنیک‌های متعددی را در گیتار باب کرد که او را از نوازندگان هم‌دوره‌اش متمایز کرد و تا به امروز الهام‌بخش بسیاری از نوازندگان گیتار الکتریک بوده‌است.

           علاوه بر این‌ها لس پال به‌همراه همسرش مری فورد تعدادی آثار موسیقی پرفروش در دههٔ ۵۰ میلادی ضبط و منتشر کرده‌اند. گیبسون لس پال یکی از معروف‌ترین و پرطرفدارترین مدل‌های گیتارهای شرکت گیبسون است که به افتخار لس پال این نام بر آن گذاشته شده.

 اطلاعات هنرمند

نام اصلی :  لستر ویلیام پالزفاس

(به انگلیسی: Lester William Polsfuss)

نام مستعار : لس پال

تولد :  ۱۰ ژوئن ۱۹۱۵

Waukesha، ویسکانسین، ایالات متحده

اصل/ملیت : آمریکایی 

مرگ :  ۱۳ آگوست ۲۰۰۹ -۹۵ سال

وایت پلینز، نیویورک، ایالات متحده

سبک‌ها : جَز، کانتری، بلوز

فعالیت(ها) : نوازنده، آهنگساز، ترانه‌سرا و مخترع

ساز(ها) : گیتار، بانجو، هارمونیکا

مدت فعالیت :  ۱۹۲۸ تا ۲۰۰۹


مدیریت وبلاگ

در مسیر جاده ... !

تابلوي كميشان

تابلوي كميشان

 


 

تابلوي كميشان

تابلوي كميشان

 

 


تابلوي كميشان

 


 ... و اما کمیشان

( نه ! این تابلوی کمیشان نیست . تابلوی کمیشان پشت این تابلو استتار شده است ... !!! )

 تابلوي كميشان

تابلوي كميشان

تابلوي كميشان

 


تابلوي كميشان

 


 

تابلوي كميشان

 تابلوي كميشان

 


... و باز هم کمیشان

( ما که هر چه کاویدیم تابلوئی ندیدیم . شما میتونید چیزی پیدا کنید ... ؟! )  

تابلوي كميشان

 تابلوي كميشان

 تابلوي كميشان

 


مدیریت وبلاگ

از سری داستانهای آموزنده

 دختر زیبا و خواستگار پیر

           روزی روزگاري يك كشاورز در روستايي زندگي مي كرد كه بايد پول زيادي را كه از يك پيرمرد قرض گرفته بود، پس مي داد. كشاورز دختر زيبايي داشت كه خيلي ها آرزوي ازدواج با او را داشتند.

           وقتي پيرمرد طمعكار متوجه شد كشاورز نمي تواند پول او را پس بدهد، پيشهاد يك معامله كرد و گفت اگر با دختر كشاورز ازدواج كند بدهي او را مي بخشد و دخترش از شنيدن اين حرف به وحشت افتاد و پيرمرد كلاه بردار براي اينكه حسن نيت خود را نشان بدهد گفت : اصلا يك كاري مي كنيم، من يك سنگريزه سفيد و يك سنگريزه سياه در كيسه اي خالي مي اندازم، دختر تو بايد با چشمان بسته يكي از اين دو را بيرون بياورد. اگر سنگريزه سياه را بيرون آورد بايد همسر من بشود و بدهي بخشيده مي شود و اگر سنگريزه سفيد را بيرون آورد لازم نيست كه با من ازدواج كند و بدهي نيز بخشيده مي شود، اما اگر او حاضر به انجام اين كار نشود بايد پدر به زندان برود.


          اين گفت و گو در جلوي خانه كشاورز انجام شد و زمين آنجا پر از سنگريزه بود. در همين حين پيرمرد خم شد و دو سنگريزه برداشت. دختر كه چشمان تيزبيني داشت متوجه شد او دو سنگريزه سياه از زمين برداشت و داخل كيسه انداخت. ولي چيزي نگفت ! سپس پيرمرد از دخترك خواست كه يكي از آنها را از كيسه بيرون بياورد.

        تصور كنيد اگر شما آنجا بوديد چه كار مي كرديد ؟ چه توصيه اي براي آن دختر داشتيد ؟ اگر خوب موقعيت را تجزيه و تحليل كنيد مي بينيد كه سه امكان وجود دارد :

1 ـ دختر جوان بايد آن پيشنهاد را رد كند .

2 ـ هر دو سنگريزه را در بياورد و نشان دهد كه پيرمرد تقلب كرده است .

3 ـ  يكي از آن سنگريزه هاي سياه را بيرون بياورد و با پيرمرد ازدواج كند تا پدرش به زندان نيفتد .

          لحظه اي به اين شرايط فكر كنيد. هدف اين حكايت ارزيابي تفاوت بين تفكر منطقي و تفكري است كه اصطلاحا جنبي ناميده مي شود. معضل اين دختر جوان را نمي توان با تفكر منطقي حل كرد.

به نتايج هر يك از اين سه گزينه فكر كنيد، اگر شما بوديد چه كار مي كرديد ؟!

و اين كاري است كه آن دختر زيرك انجام داد :

        دست خود را به داخل كيسه برد و يكي از آن دو سنگريزه را برداشت و به سرعت و با ناشي بازي، بدون اينكه سنگريزه ديده بشود، وانمود كرد كه از دستش  لغزيده و به زمين افتاده. پيدا كردن آن سنگريزه در بين انبوه سنگريزه هاي ديگر غير ممكن بود.

           در همين لحظه دخترك گفت : آه چقدر من دست و پا چلفتي هستم ! اما مهم نيست. اگر سنگريزه اي را كه داخل كيسه است دربياوريم معلوم مي شود سنگريزه اي كه از دست من افتاد چه رنگي بوده است... ؟


         و چون سنگريزه اي كه در كيسه بود سياه بود، پس بايد طبق قرار، آن سنگريزه سفيد باشد. آن پيرمرد هم نتوانست به حيله گري خود اعتراف كند و شرطي را كه گذاشته بود به اجبار پذيرفت و دختر نيز تظاهر كرد كه از اين نتيجه حيرت كرده است . نتيجه اي كه 100 درصد به نفع آنها بود.

1ـ هميشه يك راه حل براي مشكلات پيچيده وجود دارد.

2ـ اين حقيقت دارد كه ما هميشه از زاويه خوب به مسايل نگاه نمي كنيم.

3ـ زندگي شما مي تواند سرشار از افكار و ايده هاي مثبت و تصميم هاي عاقلانه باشد.


مدیریت وبلاگ

چراغی که به خانه رواست به ...

درود همولایتی ...

         چند روز پیش که در اطراف روستا طی طریق میکردم و به سیاحت مناظر و عکاسی از اهالی زحمتکش در حال کار در شالیزارهای تازه تسطیح شده ی هنوز مشکل دار و گرفتار مشکل کم آبی مشغول بودم سعادت نصیبم شد و با عمو رحیم برخورد کردم . آن هم چه برخوردی ؟ برخورد نزدیک از نوع سوم !!!

       عمو رحیم رو که می شناسین ؟ بله ! ریاست شورای اسلامی محل رو میگم . سوار بر تراکتور بود و زمین باتلاقی شالیزار را در می نوردید . سلامی و علیکی و خداقوتی و چه خبری و چه عجب از این طرفائی و از این حرفای معمول رد و بدل شد و به حرفهای عمومی تر رسید .

         صحبتها به درازا کشید و درد دلها بود و یاد ایام نه چندان دور و خلاصه از زمین و زمان گفتیم و شنیدیم ...  اما نکته ای که باعث به نگارش درآوردن این دیدار تاریخی ! شد نکته ایست که بدان اشاره خواهم کرد .

          در بین گفتمانمان از سالن ورزشی لی لی پوتی ! نزدیک بهره برداری پرسیدم و پاسخ شنیدم که مراحل پایانی را طی میکند و تا آخر ماه تحویل داده میشود و برای ورزشهای رزمی یا ژیمناستیک یا کشتی و از این قبیل برایش برنامه داریم ( بخوانید دارند !) و دهیار عزیز هم در وبلاگ دهیاری برایش یک نظر خواهی قرار داده ( این را خودمان در دلمان گفتیم چون ایشان بی خبر بودند !! )  

        گفتم : عامو ! اینجور که از قبل صحبت بود زمین اهدائی برای احداث سالن بیشتر از مقدار مورد نیاز  بود و مقداری باقی می ماند . برای آن چه برنامه ای دارید ؟ و پاسخ شنیدم که : بعله ... زمین زیاد بود و تصمیم داریم آن را به شبکه بهداشت بدهیم ... !!!

        نالیدم : شبکه بهداشت ؟!! گویا از لحن سئوالم همه چیز را خوانده باشد ادامه داد : آری آری ای برادر ! مگه نظر دیگه ای دارین ؟ و من که طعم نظر و طرح دادن و قاطی برنامه ها شدن و ... را چشیده بودم نطقم را در نطفه خفه کردم و گفتم : نخیر ... چهدومبه ! نهدومبه !!! صلاح مملکت خویش خسروان دانند . اما از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان این جواب فقط مثل پاسخ بعضی مسئولان از سر رفع تکلیف و ادامه ندادن به موضوع بود ! وگرنه فکرمان رفت پی چیزای دیگه ...

         به یاد درمانگاه مشترک بسته شده کمیشان و شورابسر افتادم . بعد یادمان آمد که چند وقت پیش دنبال زمین برای احداث درمانگاه جدید بودند و زمین کنار حمام عمومی به خواب رفته را در نظر گرفته بودند که از چنگشان پرید برای امر مهمتر و بعدش مکان جدیدی در همین نزدیکی باشگاه و در زمین مرحوم قاسمی برای اینکار احداث کرده اند و مشغول خدمت به اهالی می باشند . 

            افکار مشوش همیشه درگیرم ! پر کشید به عبور غربی روستا کنار قهوه خانه ورزشکار پرور !! و نظاره کرد جوانان پرشور روستا را که از سر اجبار و نبود زمین به کنار جاده پناه آورده بودند و با چه شور و حالی بازیکنان داخل زمین مشغول بازی و تماشاگران مشغول چانه زدن بر سر میزان پشت دستی !!! و یا رد و بدل کردن برد و باختهای بازی قبل بودند !!

واليبال كنار جاده اي                واليبال كنار جاده اي

           عجب فکر سبکبالی داریم ما ؟!! در یک چشم به هم زدنی خودم را در زمین فوتبال قدیمی مفت و مجانی تقدیم به هیئت فوتبال شهرستان نکا شده ی حالا تبدیل به انبار علوفه و کاه و تخلیه سنگ و آشغال شده دیدم و هر چه گوش کشیدم از آن صداها و شورو هیجانهای یک دهه قبل اثری ندیدم و بجای آن از دور از همان مکانی که بر و بچ مشغول والیبال ساحلی ( ببخشید : والیبال جاده ای !!)  بودند دودی غلیظ دیدم و گمان بردم شايد از شدت شور و هیجان ناشی از اضطراب تماشاچیان پشت دستی بسته !! آتش گرفته . اما بالاتر که رفتم فهمیدم که نخیر ... در قهوه خانه خبرهائی ست و دود دود تنباكوي پرتقال و دوسیبه ... !!!

اينجا كميشان است

         همچنان افکارم در روستا میچرخید که ناگهان انگار گلوله ای خورده باشد مثل پرندگان بی گناه شکار شده افتاد وسط حیاط مدرسه قدیم روستا !! به هوش که آمدم تازه فهمیدم که : نه بابا هنوز زنده ام و آن تیر شکارچی نبوده بلکه توپ پلاستیکی یکی از جوانان فوتبال دوست بوده که به افکارمان اثابت کرده و ما را به پائین کشیده که چیزی بپرسد !!

          گفتم : داداش کوچولو ! فکر که شکار کردن نداره ! کار داشتی میگفتی خودم فرود می آمدم ! مودبانه و با تواضع گفت : شما بزرگترید ببخشید . بچه که زدن نداره !! نه اینکه از بس به این توپ پلاستیکی لگد زدیم پایمان آبکی شده گفتیم پائینتان بکشیم بگوئیم آن بالاها که میچرخید اگر توپ فوتسالی به بالا شوت شده بود نگذارید به زمین برسد و مثل بچه های کفتر باز که کفتر دیگران را می قاپند توپ را بقاپی و بیاوری برایمان !

           گفتم : مگر زمین و توپ و امکانات ندارید ؟ معصومانه گفت : ولله چی بگم عمو . این زمین که می بینی از اموال آموزش و پرورشه و موقتا یه سیمان ناقصی کردن که اونم ببین چه جوری شده . اما هم اینکه دائمی نیست و هر آن آموزش و پروزش میتونه درشو تخته کنه و راهمون نده هم اینکه دروازه مونو ببین شکسته ! تور نداره !  توپ نداریم ! بعضی مواقع میان تور والیبال نصب میکنن و جلوی بازی مارو میگیرن و خوب زورمون هم که بهشون نمیرسه چیزی بگیم . دهیار جدید هم مشغول پر کردن چاله چوله های آسفالت از تاریخ مصرف گذشته روستا و تهیه آمار از تعداد معتادان و عاملین پخش مواد افیونی که فقط یک نفر آنها زن می باشد !!! در روستا و پيدا نمودن عاملین حوادث غیبی مرتبط با بلایای حادث شده بر او و چشمان شور نظاره گر اعمال و کردارش و از این جور چیزاست و خلاصه اینکه کسی به فکر ما نیست و خیلی چیزای دیگه هم هست که نمیشه گفت ... !!

اينجا كميشان است

          آقا چائی حاضره بفرما !!! این صدای دوستان کومه سرائی بود که افکارمان را بدجوری از هم گسست و ناگهان دوباره به دامن صحرایمان بازگرداند !

          زیاد ادامه ندم و برم سر اصل مطلب ! ( ای باباااا ... پس تا حالا چی بود ؟!! )  همه ی اینا برا این بود که به اعضای محترم شورا و دهیار تلاشگرمون بگم : توی اون سالن لی لی پوتی که ورزش توپی نمیشه کرد . اگه امکان داره و میتونن برای رضای اهالی و جوانان که رضای خدا رو در پی داره !! اون تکه زمین باقیمانده از سالن ورزشی رو یه سر و سامونی بهش بدن و یه قسمتشو یه بتن خوب بکنن ( دورازه که هست فقط یه تور بهش ببندن ) چند تا توپ فوتسال بگیرنو و یه قسمت دیگه شو هم یه زمین والیبال درست کنن ( توپ و تور موجود بوده و نیاز به هزینه کردن ندارد !) و یه سرو سامونی به این اوضاع ورزش روستا و نیاز جوونای عشق ورزش فاقد امکانات جذب فلیون شده مون بدن که ثوابش از همه کارائی که تا حالا کردن بیشتره ... !

         آقا خواهشا دیگه این جمله تکراری که : بودجه هامون محدوده و برای ورزش تا حدی میتونیم خرج کنیمو از این حرفا رو کنار بزارین که گوشمون پره . طلب ما بعد گذشت نیم سال از قهرمانی آقای علی مکه بخاطر همين دلايل واهي تاريخ مصرف گذشته هنوز پرداخت نشده فدای سرتون !! ولی بیاین و بیشتر به ورزش بها بدین که مطمئنا جذب جوونا و مرگ اعتیاد رو بدنبال داره . خوشبختانه این طرفا چیزی که فراوونه کاغذ بازی و فاکتور سازی و قرض گیری از بودجه ها و جابجائی سرفصل هاست . پس ...   

         عزیزای دل : از قدیم و ندیم گفتن چراغی که به خانه رواست به مسجدحرامه .  نه نگین دیگه ؟ ثواب داره بخدا ... !!!


و اما یه نکته مهم خطاب به عاشقای سینه چاک دو آتیشه خودم !!! :

           تو رو به همون کسی که میپرستین اینو دیگه سیاسیش نکنین و ما رو آماج حملات هوائی و زمینی و دریائی قرار ندین و اگه دارین خبرو به طرفای خطابمون انتقال میدین نمکشو خیلی زیاد نکنین که از شوریش کامشون بسوزه و با ما ... 


          شما چی میگی همولایتی ؟ قسمت نظرات برای شماست که نظرتون رو بگین . پس یا علی ... !

مدیریت وبلاگ

قهرمان جهان در مراسم تجلیل از قهرمانان مازندران

به این خبر به نقل از خبرگزاریها و سایتهای ورزشی استان توجه کنید :  

          " به گزارش روابط عمومی اداره کل تربیت بدنی استان مازندران مراسم تجليل از برترين هاي ورزش مازندران در سال 89 شامگاه روز چهارشنبه در ساري برگزار و بهداد سليمي وزنه بردار مازندراني و قوي ترين مرد جهان در سال 2011 به عنوان قهرمان قهرمانان انتخاب شد .

          در این مراسم که با حضور مهندس مهرداد سراجی مشاور معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی ؛ مهندس علی اکبر طاهایی استاندار مازندران و جمعی از مسئولین استانی برگزار شد استاندار مازندران درخشش ورزشكاران مازندران و افتخارآفريني در رشته هاي مختلف ورزشي در مسابقات جهاني و آسيايي درسال گذشته را چشمگير و اميدبخش خواند.
         سيد 'علي اكبر طاهايي' افزود:اكنون منش پهلواني و قهرماني ورزشكاران مازندراني به الگوي ورزشكاران جهان تبديل شده است.
        استاندار مازندران همچنين ازمديركل تربيت بدني اين استان خواست ، مراسم تجليل از ورزشكاران برتر مازندران را از سالي يك بار به دوبار در سال افزايش دهد.
        درپايان اين مراسم از حدود 170 ورزشكار ، مربي و پيشكسوت ورزش مازندران كه در سال گذشته افتخارآفريني كردند، تجليل شد. "

          و اما نکته مهم در خصوص این خبر حضور قهرمان جهان روستایمان موسی علی مکه دارنده تنها مدال طلای ایران از مسابقات جهانی تکواندو هانمادانگ سئول کره جنوبی در این مراسم بود که مورد تقدیر قرار گرفتند .

        امیدوارم این قبیل برنامه ها و حضور در آنها مقدمه ای باشد برای جامه عمل پوشیدن به پاداشهای وعده داده شده مسئولان در هنگام قهرمانی و کسب مدال طلا که تا کنون در حد حرف و وعده و وعید باقی مانده و عینیت پیدا نکرده است .

پاینده باشی قهرمان ...  


مدیریت وبلاگ

اینجا کمیشان است ... !!!

تابلوي ورودي ( آبي در آبي در ... ! )

اينجا كميشان است

 

بدون شرح ... !

اينجا كميشان است

 

با شرح ... !

( باز هم گلي به جمال دهيار جديد كه به نشيمنگاهش ! سرو سامان نسبي داد ... !!)

اينجا كميشان است

 

ورودي روستا !!!

اينجا كميشان است

اينجا كميشان است

 

ياد زمين فوتبال بخير ... !

اينجا كميشان است

اينجا كميشان است

 

واليبال از نوع كنار خياباني !!!

(ورزش و قليون در كنار هم ! عجب تفاهمي !!! )

اينجا كميشان است

اينجا كميشان است

 

بدون شرح

اينجا كميشان است    اينجا كميشان است

 


اظهار نظر فراموش نشه همولايتي ...

مديريت وبلاگ

لبخند در این زمانه بی مفهوم است ...

با رفتن تو ترانه بی‏ مفهوم است                     منظومه عاشقانه بی‏ مفهوم است

باید كه چو ابر ، روز و شب گریه كنیم                 لبخند در این زمانه بی‏ مفهوم است ...

******************************* 

                 سالگشت ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی و همچنین قیام خونین ۱۵ خرداد را تسلیت عرض می نمائیم ...


مدیریت وبلاگ

تسلیت

     

      

         با نهایت تاثر و تاسف باخبر شدیم همولایتی حاج جانعلی گلدوست کمیشانی که مدت مدیدی در بستر بیماری بودند صبح امروز جان به جان آفرین تسلیم کرده و به دیدار یار شتافتند .

         مدیریت وبلاگ به نیابت از اهالی روستا این فقدان را به خانواده های محترم گلدوست و سایر بستگان سببی و نسبی تسلیت عرض نموده برایشان صبر جزیل و برای آن عزیز سفر کرده رحمت و مغفرت الهی آرزومندست .

روحش شاد ...


مدیریت وبلاگ

زندگی همانند عقاب

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است .
عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند.
ولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.
زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد:
چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته نگاه دارند.
نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود . 
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسببند و
پرواز برای عقابل دشوار می گردد.
در این هنگام عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد.
یا باید بمیرد و یا آن که فراینددردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد.
برای گذرانیدن این فرآیند عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند.
در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود.
پس از کنده شدن نوکش ٬ عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ٬ سپس باید چنگال 4 پیش را از جای برکند.
زمانی که به جای چنگال های کنده شده ٬ چنگال های تازه ای در آیند ٬ آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند.
سرانجام ٬ پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز کرده ...
و 30 سال دیگر زندگی می کند.

 

چرا این دگرگونی ضروری است؟
بیشتر وقت ها برای بقا ٬ ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم.
گاهی وقت ها باید از خاطرات قدیمی ٬ عادتهای کهنه و سنتهای گذشته رها شویم.
تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصتهای زمان حال بهره مند گردیم ...


نظر شما چیه همولایتی ؟

مدیریت وبلاگ

بهترین زمان یافتن جهت قبله

          
 
          جهت‌يابي قبله از جمله مهمترين فعاليت‌هاي منجمان مسلمان در طول تاريخ بوده است. هفتم خرداد ماه و بيست و پنجم تيرماه بهترين زمان‌ها براي يافتن جهت دقيق قبله با استفاده از تابش خورشيد است. در اين دو روز خورشيد در ساعتي خاص (ظهر شرعي) به سمت الراس خانه كعبه در مكه معظمه مي‌رسد که علاقمندان مي توانند با قرار دادن شاخصي در زمين و با امتداد خلاف جهت سايه، براي شناخت جهت صحيح قبله اقدام كنند.

         به دليل انحراف ۲۳/۵ درجه‌اي زمين در فضا، تابش خورشيد در طول سال از عرض جغرافيايي ۲۳/۵ درجه جنوبي به صورت عمود تابش مي‌کند و به همين شکل تا ۲۳/۵ درجه‌ عرض شمالي پيش مي‌رود و دوباره اين تابش عمود به سمت مدار جنوبي باز مي‌گردد.

         در اين مسير رفت و برگشت، تابش خورشيد دو بار - در دو روز ۷ خرداد و ۲۵ تير ماه - در هنگام ظهر شرعي بر شهر مکه عمود مي‌شود. در اين زمان خورشيد بر عرض‌هاي ديگر از جمله عرض جغرافيايي کشور ايران مايل‌تر مي‌تابد. بنابراين مثلا در هنگام ظهر شرعي به وقت مکه به دليل تابش عمود خورشيد، اجسام هيچ سايه‌اي در اين شهر نمي‌سازند، اما در ايران اجسام داراي سايه خواهند بود.

          از اين پديده مي‌توان براي جهت يابي قبله استفاده کرد، یعنی اگر در زمان ياد شده يعني روز هفتم خرداد ماه به هنگام ظهر شرعي شهر مکه - حدود ساعت ۱۳ و ۴۸ دقيقه به وقت ايران - ميله يا تکه چوب صافي را به طور کاملا عمود در زمين فرو کنيم، خواهيم ديد که سايه‌اي بر روي زمين ايجاد مي‌کند که همراستا ولي خلاف جهت شهر مکه است به دليل اين‌که خورشيد از سمت شهر مکه مي‌تابد.
          
پس اگر در راستاي سايه و رو به سوي خورشيد يعني در خلاف جهت سايه بايستيم، دقيقا در جهت قبله ايستاده‌ايم چون در آن زمان خورشيد دقيقا بر فراز شهر مکه به صورت کاملا عمود قرار گرفته است.

            در واقع مي‌توان گفت عمود شدن تابش خورشيد بر شهر مکه بهترين فرصت براي تعيين جهت قبله در شهرهاي مختلف کشورمان است .عمود بودن کامل شاخص که مي‌تواند چوب يا ميله‌اي باشد شرط مهم اين روش است و پيشنهاد میگردد که براي اطمينان از عمود بودن شاخص از ابزاري همچون شاقول يا تراز استفاده شود، چرا که کج بودن شاخص مي‌تواند موجب انحراف سايه از راستاي دقيق قبله شود.


مدیریت وبلاگ