برگزاری مراسم شب قدر در کمیشان

         همزمان با ساير نقاط كشور عزيزمان و همگام با شيعيان جهان ، اهالي روستاي كميشان نيز ديشب و در شب شهادت مولي الموحدين ، امام العارفين ، حضرت علي (ع) به سوگواري نشستند و با برگزاري مراسم عزاداري ، شب شهادت و قدر را گرامي داشتند .

       ديشب و در محفلی روحاني و معنوي و با حضور قابل توجه اهالي ، مراسم شب قدر ، با اقامه نماز عصر و عشاء آغاز و با قرائت ادعيه ويژه ماه رمضان كه سالياني ست در چنين ايامي توسط همولايتي حاج تقي طاهرپور تلاوت ميشود ادامه پيدا كرد . مراسم پذيرائي و در ادامه مداحي توسط همولايتي سيف الله رستمي از ديگر برنامه هاي ديشب بود .

       سخنرانی حجت الاسلام طاهرپور و در ادامه مداحی توسط ایشان ، پذيرائي ، برنامه معنوي قرآن بسر همراه با مداحي مداحان ، قرائت دعاي جوشن كبير (۱۰۰ بند) از ديگر برنامه هاي ديشب بود كه با حضور چشمگير جوانان و نوجوانان روستا برگزار شد .

      جا دارد از تمامي همولايتي هاي عزيزي كه مسئوليت پذيرائي از عزادران را به عهده داشتند تشكر ويژه داشته باشيم . اميد است كه تمامی همولایتی های عزادار استفاده و بهره كافي از اين شبهاي عزيز برده و تاثيري مثبت در تمامي مراحل زندگيمان داشته باشد .

     از نكات قابل توجه مراسم ديشب مي توان به برگزاري در حسينيه بجاي مسجد ، حضور فعال جوانان و نوجوانان در مراسم ، ادامه داشتن خاموشي كولرها و همچنين برهم خوردن رسم چند سال اخير يعني پذيرائي از عزادران با باقلا پخته توسط صندوق قرض الحسنه امام رضا (ع) كه تعجب همگان را برانگيخت اشاره کرد و گويا ركود اقتصادي بر اين صندوق نيز تاثير داشته و عدم اجراي اين برنامه كهن !! و مورد استقبال پرشور اهالي !!! را در پی داشت ... !! 

رمضان در كميشان

 

رمضان در كميشان

 

جهت مشاهده عكسهاي مراسم ديشب كليك كنيد ...


مديريت وبلاگ

مظلوم ترين شهيد محراب علي ست ...

وبلاگ روستاي كميشان

دل را ز شرار عشق ، سوزاند علی (ع)

یک عمر  ، غریب شهر خود ماند علی (ع)

وقتی که شکافت ، فرق او در محراب

گفتند : مگر نماز می خواند علی (ع) ؟!

         اين شبها ، شبهاي ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریه‏اش را ندیده بود. پدری دلسوز که با آه همه کودکان یتیم ، شریک بود و غصه‏های همه را بر جان خود هموار می‏کرد، ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو ، خبر نداشت.

ايام بر همگان تسليت باد ...


مديريت وبلاگ

تسلیت

            با نهایت تاسف و تاثر ، مطلع شديم ، امروز عصر ، مادر ، ماه جاني رمضان زاده كميشاني همسر مرحوم حاج غلامعلي دهري و مادر خانم مرحوم شيخ احمد دهري كه در بستر بيماري بودند جان به جان آفرين تسليم و به ديار باقي شتافتند .  

           مديريت وبلاگ از طرف خود و اهالي روستا ، اين مصيبت را محضر خانواده هاي محترم و داغدار رمضان زاده ، دهري و داعي تسليت گفته ، از درگاه باريتعالي براي بازماندگان صبر و شكيبائي و براي آن مرحومه ، رحمت و مغفرت آرزومندست ...

روحش شاد ...


مديريت وبلاگ

اينترنت پرسرعت هم به كلت رسيد

درود همولایتی

       یکی دو ماه پیش بود که تلفن همراهم زنگ خورد و از آنسوی خط همولایتی کریم نظری ، مسئول مخابرات محل ، خبري داد كه مشعوفمان كرد !!

ثبت نام براي اينترنت پرسرعت ... !!!

          انگار هنوز در خواب باشيم به همكارمان گفتيم نيشگوني از ما بگيرد تا مطمئن شويم در خواب نيستيم و او كه از ماجرا بي خبر بود نگاهي عاقل اندر سفيه به ما انداخت و گفت : حالت خوبه ؟ باز چه خبره ... ؟!! با اين برخورد متوجه شديم كه نخير ، خواب نيستيم و با اين اطمينان از كريم خان پرسيديم جريان چيه ؟ و ايشان توضيح دادند كه قرار است از طرف مخابرات به روستاها اينترنت پرسرعت بدهند و براي هر روستا سهميه در نظر گرفته اند و ما هم بايد چند نفري اعلام كنيم .

         گفتيم : همولايتي ، سركاري كه نيست ؟ آخه يك سالي نميشه كه عزيز دل ما برادر بردبار ،كه خطوط پرسرعت نكا رو ساپورت ميكنه ، براي راه اندازي خط وايرلس ( اينترنت پرسرعت بي سيم ) هي آمد و رفت و آنتن عوض كرد و كارشناس آورد ، اما در نهايت فقط از ما مبلغي سلفيد و رفت و ما مانديم و حسرت داشتن اينترنت پرسرعت ( يكي نيست بگه اينترنت ما چيه كه بخواد پرسرعت هم باشه !!! )

         گفت : اطلاعات دقيقي ندارم ، فقط به ما گفتن اونائي كه متقاضي هستن رو اعلام كنين . ما هم شادمانه ، نه تنها اسم خودمان را نوشتيم كه به نيابت از دوستان اسامي آنها را نيز اعلام كرديم و از اين بابت قندي در دلمان آب كرديم كه چند چايي تلخ پشت سر هم خورديم تا شيرينيش برطرف شد !!!

           يك ماه و اندي گذشت و ما همچنان با اينترنت عهد بوقي و لاك پشتي و عدم دسترسي به اكثر سايتهاي موجود ، به كارمان ادامه داديم و از آنجائي كه آدمي مخصوصا در ايران ، به اميد زنده است ، ما نيز اميدوارانه پيگير ماجرا بوديم و هر از چند گاهي از كريم خان جوياي كار ميشديم ...

         چند روز پيش بود در اداره نشسته بوديم و با يكي از دوستان روستاي همجوارمان خانه سر ،  گفتمان ميكرديم كه كار كشيد به بحث وبلاگ و سايت و اينترنت و جمله اي گفت كه ما خشكمان زد !!! دوستمان گفت : مگه محل شما اينترنت پرسرعت نداره ؟ با خنده اي معني دار گفتم : نه اينكه شما دارين ... و ضربه كاري را او فرود آورد ، وقتي كه گفت : پس چي ؟ داريم ، پرسرعتشو هم داريم ... ! و ما يخ كرديم از بابت خنده معني دارمان و لعنت فرستاديم بر لباني كه بي موقع معني دار خنديد !!!

         بلافاصله سراغ مسئول مخابرات كشتي گيرمان را گرفتيم و او هم طبق معمول في الفور اجابت كرد و وقتي جوياي ماجرا شدم گفت : بله درسته !! جريان از اين قراره كه دستگاه مربوط به اينترنت پرسرعت رو به مخابرات كلت دادن و ميگن علتش تغذيه مخابراتي شهرك صنعتي از طريق مخابرات كلته و به تناسب اون خانه سر هم از اون بهره مند شده ...

          گفتم : پس كميشان ، شورابسر و لاكتراشان چي ؟ گفت : فعلا هيچ خبري نيست و بايد منتظر ماند . گفتم : مگه كميشان منطقه صنعتي نيست ؟ و او دوباره گفت كه كاري از من بر نمياد و ميتونين از طريق مخابرات نكا و يا آقاي خوش نظر از همولايتي هاي شورابسري ما كه در مخابرات نكا مشغول خدمتند پيگير ماجرا بشي و اگه كاري از دستت بر مياد انجام بدي ... !!!

         و بدين ترتيب ، دوباره كلت كه سالها قبل با كم كاري مسئولان روستايمان ، دانشگاه آزاد را از آن خود كرده بود ، اين بار نيز گوي سبقت را ربود و ثابت كرد كه اولين دهكده جهاني ست همانگونه كه ادعا دارند .

          اما بحث اينجاست كه شهرك صنعتي نكا با دكل مرتفعي كه در آن نصب شده از خطوط بي سيم اينترنت پرسرعت بهره مند است و نيازي به راه اندازي خطوط ثابت نداشت . از طرف ديگر اگر بحث وجود شركتها ست ، به منطقه كميشان نيز با وجود چندين شركت و فاز دوم شهرك صنعتي ميتوان به عنوان منطقه صنعتي نگريست .

            از طرفي نگاهي به وبلاگها و سايتهاي مرتبط به روستاهاي منطقه ، گواه اين مطلب مي باشد كه بيشترين كاربران فعال اينترنتي روستائي مربوط به روستاي كميشان مي باشد و كمتر روستائي در منطقه است كه اين تعداد وبلاگ و انجمن اينترنتي و پورتال و سايت داشته باشد ( ليست سايت و وبلاگ هاي مرتبط با روستاي كميشان را مي توانيد در پست بعدي مطالعه بفرمائيد ) و داشتن اينترنتي با سرعت مقبول از آرزوهاي ديرينه و با داشتن چنين مسئولاني ، محالشان مي باشد .

         ختم كلام اينكه از مسئولين و دست اندركاران امور روستا خواستاريم با پيگيري ماجرا و رايزني هاي لازم و رفع موانع اداري ، حسن نيت و توجه به قشر جوان را به عينيت رسانده و لااقل فقط در يك مورد بدون در نظر گرفتن روند كاري و نوبت بندي هاي اداري ، كاري ماندگار براي روستا و جوانان پرشور آن  انجام دهند تا اين بار بتوانند به معناي واقعي ادعا كنند كه براي روستا كاري انجام داده اند و اموري كه طبق روال اداري و بر اساس سهميه بندي هاي انجام شده صورت گرفته را به حساب عملكرد خودشان قرار ندهند .

           كارهائي نظير : آسفالت روستا ، طرح بهسازي و تعريض جاده ، گازرساني ، تامين آب آشاميدني ، ساخت سالن ورزشي لي لي پوتي و امثالهم كه همه طبق برنامه زمان بندي شده صورت گرفته و هيچگونه نفوذي از جانب حضرات براي انجام سريعتر و بهتر آنها انجام نشده و اگر هم شده بدون نتيجه بوده ( هر چند در سخنرانيها و آمارهايشان هميشه از كارهاي انجام شده به عنوان عملكرد خود نام برده اند و اطمينان داشتند كه كنتوري نيست كه براي ادعاهايشان شماره بيندازد !!! )   

          اميدواريم لااقل در اين يك مورد شاهد انجام كاري از سوي آنان باشيم و براي درخواست اهالي و جوانان روستا ارزش و احترام قائل شده و آنان را اميدوار به كارائي خودشان نگه دارند . هر چند با توجه به درخواستهاي قبلي و عدم توجه آنان ، خوب مي دانيم كه :

گوش اگر گوش شما ، ناله اگر ناله ماست

آنچه البته به جائي نرسد فرياد است ...


مديريت وبلاگ

توسعه روستایی در گذر زمان و دهیاری‏ها

درود همولایتی

           مقاله ای که در زیر مطالعه خواهید کرد توسط دهیار جوان و پرتلاش روستایمان روح اله عبدی کمیشانی بدستمان رسیده که ضمن تشکر از ایشان منتظر دریافت کلیه مطالب و مقالات همولایتی های عزیز هستیم .


          

          هنگامی که از توسعه و توسعه‏یافتگی سخن به میان می‌آید؛ توسعه‌ای همه جانبه در بخش‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به اذهان می‌رسد، جامعه توسعه ‏یافته‌ای که توسعه را نه فقط در شهر و شهرنشینی بلکه در روستا و زندگی روستایی نیز می‌یابد.

         اگر تاکنون دولت‏ها، در قالب نوشته‌ها و بر روی کاغذ از توسعه روستایی داد سخن می‌گفتند، امروز همگان بر این اعتقادند که روستا نیز جزئی از جامعه محسوب می‌شود و باید برای توسعه آن چاره‌ای اندیشید.

           امکانات بیشتر شهرها و بی‌توجهی به روستاییان یکی از عوامل مهاجرت بی‌رویه روستاییان به شهرها شده که توسعه افسار گسیخته شهرها را به همراه داشته است.

           افسار گسیختگی شهرها، بیشتر افراد را به ‌جای شهروند واقعی که با فرهنگ شهری آشناست، فقط «شهرنشین» بار آورده که عدم آشنایی با فرهنگ شهرنشینی معضلاتی همچون راه‏بندان‌های طولانی بزرگراه‌ها، آلودگی محیط زیست و زاغه‌نشینی را به وجود آورده ‌است.

          از این رو اکثر دولت ‏ها، همواره در فکر توسعه روستایی و کاهش مهاجرت به شهرها بوده‌اند. اما آیا توسعه روستایی بدون آگاهی از زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی جامعه روستایی میسر است؟ بی‌تردید توسعه روستایی باید با آگاهی از ابعاد مختلف روستا و مسایل آن اتفاق افتد، تا دارای عمق و وسعت بیشتری باشد.

           پس از روی کار آمدن دولت مدرن در کشور، دولت‏ها، در خصوص حضور بیشتر دولت در روستا تصمیمات مختلفی گرفتند. در پی آن تصمیمات بود که مدیریت روستاهای کشور نیز دچار تغییرات شد و روستاها با مباحث جدیدی همچون «خانه‏ی انصاف»، «سپاه دانش»، «سپاه بهداشت» و «سپاه ترویج» آشنا شدند ...

...

جهت مطالعه متن کامل مقاله در پایگاه اطلاع رسانی روستاي کمیشان ، کلیک کنید ...

آغاز بكار پايگاه اطلاع رساني روستاي كميشان

پايگاه اطلاع رساني روستاي كميشان پايگاه اطلاع رساني روستاي كميشان

گر چه کمی دیر ، اما آمديم ...

درود همولايتي عزيز :

          از همان سال 1991 ميلادي كه اولين وبسايت پا به عرصه وجودي نهاد ، تفكر ايجاد دهكده جهاني نيز با آن رشد كرد و در جهت تحقق اين هدف ، ايجاد وبسايت ها و پايگاه هاي اطلاع رساني رشد چشمگيري داشتند . يكي از موارد استفاده از وبسايت ها توسط كاربران معرفي نقاط خاص جهت شناساندن آن منطقه به كاربران ديگر و در نهايت به جامعه مجازي دهكده جهاني بود . در اين روند ، تعدادي از روستاها پيش قراول بودند و خيلي زود به اين جامعه پيوستند . 

         در طي اين سالهاي آشنائي با اينترنت و حضور در دهكده مجازي جهاني  ، بارها و بارها نام روستايمان كميشان را در موتورهاي جستجوگر فراخواني كردیم اما آنچه كه نمايش داده ميشد صفحه اي خالي بود و اين جمله كه " در مورد اين كلمه موردي يافت نشد " و یا اگر هم موردی نمایش داده میشد خیلی کم بود و به تعداد انگشتان دست . از همان دوران بود كه تصميم به ايجاد وبسايتي براي روستا و معرفي زادگاهمان به ايرانيان و جهانيان به يكي از اهدافمان تبديل شد .

         جرقه اينكار در سال 88 و با ايجاد وبلاگ روستاي كميشان با نشاني www.komishanibia2.blogfa.com  كه بعدها به آدرس www.komishaniha.com  تغيير يافت ، زده شد و از آنجا كه شروع هر تغيير و تحولي با حرف و حديث هاي فراوان همراه است اين مورد نيز حوادثي بسيار ، گاه تلخ و گاه شيرين ، در پي داشت كه در مواردي نااميد از ادامه كار ميشديم . اما چون هدفمان فراتر از اين حرفها بود و با دلگرمي اي كه همولايتي هاي فهيم و دوستان عزيز ميدادند در نيل به هدفمان راسختر شديم و همين عزم در ادامه كار بود كه جوانان ديگر روستا نيز به اين كار ترغيب شدند و وبلاگ هاي بسياري مرتبط با نام روستايمان ايجاد شد و تلاشهاي تمامي اين عزيران باعث شده وقتي اين روزها نام كميشان در موتور هاي جستجوگر وارد ميشود با انبوهي از اطلاعات و عكسها روبرو ميشويم . ( جهت دستيابي به وبلاگ هاي مرتبط با كميشان به قسمت لينك هاي مفيد در همين صفحه مراجعه كنيد )

         و حال بعد از گذشت حدود دو سال از آن زمان خداي را شاكريم كه با عنايات حق تعالي و  به پشتوانه نسل جوان روستا ، اولين پايگاه اطلاع رساني روستايمان كميشان ، با هدف ارائه اطلاعات كاملي از زادگاهمان و معرفي تاريخ كهن آن به ديگر اعضاء اين دهكده جهاني و ماندگار نمودن نام آن براي نسلهاي بعدي شروع به فعاليت نموده است .

         بارها و بارها در صحبتهائي كه با اهالي داشتيم  مكرر يادآور شديم كه اين كار بزرگ به تنهائي قابل انجام نيست و همت و تلاش تمامي همولايتي هاي عزيز بخصوص نسل جوان را ميطلبد و از همه خواستيم كه به هر نحوي كه ميتوانند ياريگر ما باشند كه خوشبختانه دست هائي براي ياري بسويمان دراز شد كه از تمامي آنها نهايت سپاس را داريم .

           اميدواريم با همياري و همكاري تمامي همولايتي هاي عزيز در ارائه نظر ، پيشنهاد ، انتقاد ، ارسال عكس ، مطلب ، مقاله و اخبار ، پايگاهي جامع و در شان نام روستا و همولايتي هاي عزيز داشته باشيم .

چشم انتظار دستان پرمهرتان هستيم ...


جهت ورود به پايگاه اطلاع رساني روستاي كميشان روي لينك زير كليك كنيد .

پايگاه اطلاع رساني روستاي كميشان http://www.komishan.com

 


مديريت وبلاگ

وبلاگ یک هنرمند کمیشانی

خودش را در وبلاگش اینگونه معرفی میکند :

 

علیرضا صبوری ، متولد 1354 - روستای کمیشان . شهرستان نکا
نویسنده ، کارگردان ، مجری طرح و مدیر تولید ، پژوهشگر ، ویراستار ادبی
عضو انجمن نویسندگان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
(صندوق اعتباری حمایت از نویسندگان ، روزنامه نگاران و هنرمندان )
عضو باشگاه هنرمندان جوان حوزه ی هنری
عضو سازمان بسیج هنرمندان تهران بزرگ

             صبوری دوره ی تخصصی کارگردانی سینما را در انجمن سینمای جوان گذراند و بعد از چند سال نویسندگی برای تلويزيون و چاپ چند کتاب به کارگردانی روی آورد .او تاکنون چند مستند ، نماهنگ و یک تله فیلم را جلوی دوربین برده است .

 

علیرضا صبوری در یک نگاه :

 فيلم ها در مقام نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان :

1- مستند « سپيد سرد » محصول صدا و سيماي مركز مازندران (1385)

2- مستند داستاني « آوای کوهستان » (1386)

3- مستند « آب ، خاك ، آتش »  (1387)  محصول شبکه چهار سیما .

4- نماهنگ « مادر » نویسنده و کارگردان . (1389) محصول : سازمان بسیج هنرمندان .

5- نماهنگ « فصل خزان » كارگردان . (1389) محصول : مركز موسيقي و سرود صدا و سيما

6- نماهنگ « برف » كارگردان . (1389) محصول : مركز موسيقي و سرود صدا و سيما

7- تله فيلم « خواب نرگس » (1389-90 ) (تهيه كننده و كارگردان)

 

 فیلم ها در مقام فیلمنامه نویس :

1- سريال تلويزيوني « ماجراهاي آقاجمال » محصول برنامه خانواده شبكه اول سیما (1376)

 ( بر اساس داستاني از محمد رضا خجسته)

2- تله فیلم « دختر قلعه » ( به همراه مرتضی رضا قلی زاده و عباس اکرمی )


         علیرضا صبوری كميشاني ، جوانی از خطه كهن کمیشان ، که فقط با همت و تلاش خود و به پشتوانه حمایت همه جانبه خانواده اش ، با وجود تمام مشکلات پيش رو ، در عرصه هنر فيلم و سينما به پیش میرود و در این راه خستگی نمی شناسد ، اما هنوز مسئولين و دست اندركاران روستا ، انگار با او غريبه اند و با تمام يادآوريهائي كه به آنان شده ، شاهد هيچ حركتي در حمايت از اين هنرمند نبوده و نيستيم .

           آنجا كه براي مقاصد خاص و از جيب بيت المال براي فيلمهائي كه با اهدافي خاص آنهم براي محيطي كوچك و هدفي محدود و زماني كوتاه ساخته شده ، هديه در نظر گرفته و با به به و چه چه ، تقدير و تشكر مينمايند ، كاش گوشه چشمي هم به هنرمندان واقعي اين ديار كهن كه نام كميشان را در سطح كشوري بلندآوازه مي كنند داشته و نميگوئيم با حمايت مالي ( كه در اين مورد هميشه با گريه و ناله مواجه ايم ، البته جز در همان موارد خاص ) لااقل با حمايت معنوي ، حامي و پاسدار گوشه اي از زحمات اين هنرمند جوان و ساير جوانان افتخار آفرين منطقه اي و كشوري باشند .

به اميد آنروز ... 

 جهت ورود به وبلاگ هاي اين هنرمند جوان ، روي لينكهاي زير كليك كنيد ... 

1 - وبلاگ رسمي عليرضا صبوري كميشاني

2 - وبلاگ دوم عليرضا صبوري كميشاني


مديريت وبلاگ

رمضان ، گرما ، مسجد ، حسينيه و كولرهاي وقفي بدون استفاده ...

درود همولايتي ...

      ماه رمضون با تمام فضيلتهاش اومد ، اما گرماي دهشتناك امسال دلش بحال روزه داران نسوخته و هر روز درجه شو بيشتر ميكنه ...

      نميدونم اين روزا غروب بعد افطار گذارتون به مسجد به قول بعضي ها كوچيك روستا افتاده يا نه ؟ اگه براي نماز مغرب و عشاء ، اونجا مراجعه كنين با مسجدي پر از خالي و دربسته مواجه ميشين ... !! نه اينكه فكر كنين امسال بي آخوند مونديمو نماز برگزار نميشه ؟ نه ... ماشالله چيزي كه توي روستامون كم نداريم آخوند و طلبه ست ( خدايشان بيشتر كناد ، انشاءالله ... !!! )  نه ، نماز توي تكيه محل برقراره ، تشريف ببرين اونجا ... چرا مسجد نه ؟ يه وقت فكر نكنين كه نمازگزارا توي مسجد جا نميشنو راست راستي تبليغات انجام شده رو قبول كردين كه مسجد كوچيكه ، نخير ... طبق اخبار و اطلاعات واصله گرماي بي حد و حصر هوا عرصه را بر نمازگزاران تنگ كرده و چون مسجد بقول خودشان نقلي رو نميتونن خنك كنن نمازگزارا رو آوردن تكيه ( اينجوري از اينور و اونور شنيديم و صحت و سقمش گردن خودشون ).

           اينا كه گفتم مقدمه بود ، كاري به صحت و سقمش ندارم و ميخواستم اينجوري داستان تكيه محل رو كه ميخوام بگم بيشتر لمس كنين ...

             سه چهار سال پيش توفيقي دست داد تا همولايتي پايتخت نشين ما جناب احمد خان عموئي توسط بنده چهار عدد كولر اسپيلت به نيت اموات فاميليشان وقف تكيه نمودند و نصب كرديم و تحويل هيئت امناء داديم . همان اوائل كه براي تست ، كولرها روشن شدند مسئول نصب و تحويل اعلام داشتند كه برق تكيه جوابگوي نياز كولرها نيست و در صورت روشن شدن همزمان هر چهار تا ، با قطعي برق مواجه خواهيد شد . در مورد جوابگو بودن اين چهار عدد براي خنك كردن حسينيه پرسيديم و جواب شنيديم كه اگر مشكل برق حل شود و هر چهار تا روشن باشند در زمان كوتاهي حسينيه يخچال ميشود و با توجه به زير بناي حسينيه به راحتي جوابگو مي باشند ...  

         به نمايندگي از جانب پسر عمو به هيئت امناء عرض كرديم جهت دريافت يك سهميه برق ديگر براي تكيه و اختصاص آن به كولرها اقدام لازم مبذول دارند و پول امتياز و هزينه ها را نيز خودمان از جيب پسر عمويمان ! پرداخت خواهيم كرد . حتي در همان زمان از امام جمعه شهرستان نكا نيز كه در مراسمي در روستا حضور داشتند قول معرفي به اداره برق و دريافت تخفيف گرفته شد ...

         ماهها آمد و فصلها گذشت و سالياني طي شد ...  اما با وجود بارها يادآوري ، بخاري ( با توجه به گرماي امسال بخوانيد : سرمائي !) از كسي بلند نشد و ما در هر مراسمي كه در حسينيه محل شركت كرديم با باد گرم پنكه سقفي مواجه و با پيراهنهاي خيس از آنجا خارج شديم ، در حالي كه چشمانمان به كولرها مي افتاد و به خودمان آن چيزي مي گفتيم كه نبايد بگوئيم و هنوز كه هنوز است كولرها خاك ميخورند و بلا استفاده مانده اند و كسي هم نيست كه ...

    الغرض ...

           طبق شنيده ها ، نماز و مراسم امسال به حسينيه منتقل شد تا از گرماي جانكاه مسجد خلاصي يابند ، اما از خدا و اهالي و نمازگزاران پنهان نيست ، از شما چه پنهان ، نيستيد ببينيد كه حال و روز هواي حسينيه نيز بهتر از مسجد نيست و پنكه هاي سقفي چه باد گرمي به نمازگزاران هديه مي كنند و همه منتظرند نمار تمام شود و هر چه زودتر از گرما خلاصي يابند و به سرماي كولر منازل پناه ببرند و باقي ماجرا ...

        ديشب كه با يكي از دوستان گفتمان ميكرديم گفت : فلاني ، شنيدم كولرهاي حسينيه را ميخواهند بفروشند و بجايش كولر ايستاده بگيرند ... !!! گفتم : چرا كولر ايستاده ؟ مگر همين كولرها جوابگو نيستند ؟ گفت : گويا جوابگو نيستند و ايستاده بهتر جواب مي دهد ...

        گفتم : داداش شنيدي كه ميگن يارو رو به ده راه نمي دانند سراغ خونه كدخدا رو ميگرفت ؟ يا اينكه نميدونم چي چي توي سوراخ نميرفت ، جارو به دمش مي بست !! ؟  گفت : منظور ... ؟ در حد ديپلم صحبت كن ما هم شير فهم شويم .. !  گفتم : همه ندانند تو كه بهتر ميداني كه اشكال كار از كجاست ... دوما كه اين كولرها وقف تكيه هست و قابل فروش نمي باشد ! گفت : خوب ، اما اولنش كو ؟! و گفتم : اولا هم اينكه برق موجود جواب اين كولرها را نمي دهد ، اونوقت سراغ اون كولرهاي غول پيكر را ميگيرند ؟ اينها اگه ... داشتند براي برق تكيه فكري ميكردند و اين چهار تا كولر را روشن ميكردند ، چون نماينده نصب در همان روز به عاليجنابان گفته بود كه همين چهار كولر در كمتر از نيم ساعت حسينيه را مثال يخچال ميكند . با اين اوصاف نيازي به كولرهاي ايستاده نيست كه ...

 و ادامه داديم :

           راستي همولايتي ، جميع صاحب منصبان بر اين عقيده اند كه مسجد فعلي محل نقلي ست و جوابگوي خيل عظيم نمازگزاران نمي باشد ! حال كه بقول خودشان اينچنين است ، پس سرد كردنش نبايد زياد مشكل باشد و با يكي دوتا كولر آن هم نه از نوع ايستاده بلكه ديواري ، به راحتي خنك مي شود ، پس چرا به اينكار اقدام نمي كنند ؟ فرض كنيم دست دست اندركاران خالي ست ، نمي توانند با همت جمعي كه ازشان در مراسم مختلف شاهديم ، هزينه خريد دو سه عدد كولر را فراهم كنند تا مسجد نقلي محل سرد شود ؟ آنها كه از خنك كردن اين مسجد نقلي عاجزند چگونه مي خواهند در آينده اي نه چندان دور مسجد جامع عظيم در حال احداث روستا را سرد و گرم كنند ؟ نمي توانند برق جزئي مورد نياز چهار عدد كولر را فراهم كنند اونوقت به فكر كولرهاي با مصرف بالاتر هستند ... ؟

       آقا با ما كاري نداري ؟ ما خودمان مثل خودتان سابقه مان خراب است ، بيشتر درگيرمان نكن ... !!!! اين حرفها را آن همولايتي طرف گفتمانمان در حالي كه نيم خيز شده بود كه برود به ما گفت و در حالي كه تلاش ميكرد هر چه سريعتر تا برايش حرف و حديث درست نكرده اند از صحنه خارج شود ادامه داد :

      تو هم سرت درد مي كنه ها ... كم برات حرف و حديث درست كردن و تهمت زدن و تا حد كفر پيش بردن و خودشون رو محق جلوه دادن و تو رو باطل ؟ بابا ول كن ، اين حرفا تا حالا به خورد كي رفته كه باز تكرار ميكني ؟ به فكر فردا و حرفا و پاپوش هاش هستي كه هي داري ميگي ؟ آقا جان : دست اندر كار و صاحب منصب و مسئول امور روستان و دوست دارن هر كاري انجام بدن ، به من و تو و اهالي چه مربوطه ؟ بلند شو بريم دو سه ساعت ذيگه سحره ، تا چشممون گرم نشده بايد بلند شيم و در اوج خواب آلودگي برنج بخوريم و ... !

 و ما بلند شديم و با همولايتي چيز فهممان عازم شديم و منتظر فرداها مانديم ...  


مديريت وبلاگ

اصول تغذيه در ماه رمضان

        ماه مبارک رمضان به عنوان ماه میهمانی الهی است زیرا مسلمانان با تحمل گرسنگی و تشنگی و محدودیت‌ ها، از سفره نعمات مادی و معنوی بهره‌ مند می‌ گردند . روزه باعث میشود که اعضای بدن مخصوصا دستگاه گوارش ما به مدت یک ماه استراحت کرده و نیروی تازه‌ ای بگیرند و از سوی دیگر، ذخایر چربی‌ های مضری که مخصوصا در ناحیه شکم تجمع پیدا کرده و می‌ تواند مشکلا‌ ت زیادی را برای ما ایجاد کند، کاهش یافته و سموم بدن دفع ‌ شود.

اصول تغذیه در ماه مبارک رمضان:

       روزه داران عزیز باید از یک رژیم غذایی سالم و با کیفیت بالا‌ پیروی کنند تا به این ترتیب بدن خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. در ایام روزه داری برنامه غذایی افراد به دو وعده اصلی افطار و سحری محدود می‌ شود. در این خصوص وعده سحری از اهمیت ویژه‌ ای برخودار است زیرا پس از این وعده، ساعات روزه داری شروع شده و بدن انرژی دیگری دریافت نمی‌ کند که بهتر است از غذاهای دیرهضم مانند غذاهای حاوی کربوهیدرات پیچیده (قندهای مرکب) و فیبر نظیر میوه، سبزی، غلات کامل و حبوبات مثل جو، گندم، عدس، لوبیا، نان‌ های سبوس دار و … در این وعده استفاده شود. متخصصین تغذیه تاکید دارند که در این وعده غذایی باید از خوردن غذاهای سرخ شده، پرچرب و شیرین پرهیز شود.

وعده سحری فراموش نشود:

        این وعده غذایی در ماه رمضان همانند صبحانه در روزهای عادی بوده و مهمترین وعده غذایی به حساب می‌ آید. از آنجا که تمام غذاهایی که در این وعده مصرف می‌ شوند، انرژی مورد نیاز و مواد مغذی لا‌زم برای تمرکز و فعالیت روزمره را تامین می‌ کنند، اشخاصی که بدون خوردن سحری اقدام به روزه گرفتن می‌ کنند، در طول روز دچار افت قند خون، کاهش تمرکز و پایین آمدن توان کاری می‌ شوند ...

*********************************************

لطفا روي ادامه مطلب كليك كنيد ... 

ادامه نوشته

رمضان آمد ...

عازم یک سفرم ،

                 سفری دور به جایی نزدیک

                                             سفری از خود من تا به خودم ،

                                                                           مدتی هست نگاهم به تماشای خداست

و امیدم به خداوندی اوست ...

************************************************

فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک


مديريت وبلاگ

فینال مسابقات فوتسال کمیشان از نگاه دوربین

اول از همه از حضور پرشور اهالي در طي مسابقات بگيم و تشكر ويژه داشته باشيم از اونا ...

 

فوتسال در كميشان

 بعضی از همولایتی ها از پایتخت اومده بودن که بازیها رو ببینن ...!!

 

فوتسال در كميشان

گروهي هم انگار در يك مجلس رسمی تشریف داشتن ... !!!

 

فوتسال در كميشان

 و ما هر چی از علیرضا کوچولو پرسیدیم سید جمال کی بود ؟! جوابمونو نداد و به بابابزرگ برج ساز پناه برد ... !!!

 

فوتسال در كميشان

ولیبالیست ها هم یکجا نشسته و برای هم کری میخواندند ... !

 

فوتسال در كميشان

 و جمع باجناقها هم که جمع بود ...  !

 


براي ديدن بقيه عكسها و ادامه گزارش تصويري روي ادامه مطلب كليك كنيد ...

 

ادامه نوشته

هر دم از این باغ بری میرسد ...

تغییرات و بهسازی های انجام شده در روستا توسط دهیاری

وبلاگ روستاي كميشان

 

وبلاگ روستاي كميشان

 

وبلاگ روستاي كميشان

 

وبلاگ روستاي كميشان

 

وبلاگ روستاي كميشان

 

وبلاگ روستاي كميشان

 

خدا قوت دهيار جوان ...


 اظهار نظر فراموش نشه همولايتي ...

مديريت وبلاگ 

هر نفسي چشنده مرگ است ...

          با نهايت تاثر و تاسف باخبر شديم ، مادر ، محرم رمضان زاده كميشاني ، همسر همولايتي علي آقا نيكوچهره ، كه مدتهاي مديدي از بيماري رنج مي بردند ، جان به جان آفرين تسليم كرده و به ديار باقي شتافتند .

          مديريت وبلاگ به نيابت از طرف اهالي روستا ، اين فقدان جانگداز را محضر خانواده هاي محترم نيكوچهره ، رمضان زاده ، طاهرپور و داعي تسليت گفته ، براي آن مرحوم رحمت و مغفرت و براي بازماندگان صبر و بردباري آرزومندست .

غار در بند ...

 دیروز :

مرده بودم ، زنده شدم ...

غار روستاي كميشان

ياد باد آن روزگاران ياد باد ... !!!


و امروز ... : 

به كدامين گناه ... ؟!!!

غار روستاي كميشان

 

غار روستاي كميشان

 

غار روستاي كميشان

 

غار روستاي كميشان

من نگويم كه مرا از قفس آزاد كنيد

قفسم برده به باغي و دلم شاد كنيد ...


اظهار نظر فراموش نشه همولايتي ...

مديريت وبلاگ