درود همولايتي ...

      ماه رمضون با تمام فضيلتهاش اومد ، اما گرماي دهشتناك امسال دلش بحال روزه داران نسوخته و هر روز درجه شو بيشتر ميكنه ...

      نميدونم اين روزا غروب بعد افطار گذارتون به مسجد به قول بعضي ها كوچيك روستا افتاده يا نه ؟ اگه براي نماز مغرب و عشاء ، اونجا مراجعه كنين با مسجدي پر از خالي و دربسته مواجه ميشين ... !! نه اينكه فكر كنين امسال بي آخوند مونديمو نماز برگزار نميشه ؟ نه ... ماشالله چيزي كه توي روستامون كم نداريم آخوند و طلبه ست ( خدايشان بيشتر كناد ، انشاءالله ... !!! )  نه ، نماز توي تكيه محل برقراره ، تشريف ببرين اونجا ... چرا مسجد نه ؟ يه وقت فكر نكنين كه نمازگزارا توي مسجد جا نميشنو راست راستي تبليغات انجام شده رو قبول كردين كه مسجد كوچيكه ، نخير ... طبق اخبار و اطلاعات واصله گرماي بي حد و حصر هوا عرصه را بر نمازگزاران تنگ كرده و چون مسجد بقول خودشان نقلي رو نميتونن خنك كنن نمازگزارا رو آوردن تكيه ( اينجوري از اينور و اونور شنيديم و صحت و سقمش گردن خودشون ).

           اينا كه گفتم مقدمه بود ، كاري به صحت و سقمش ندارم و ميخواستم اينجوري داستان تكيه محل رو كه ميخوام بگم بيشتر لمس كنين ...

             سه چهار سال پيش توفيقي دست داد تا همولايتي پايتخت نشين ما جناب احمد خان عموئي توسط بنده چهار عدد كولر اسپيلت به نيت اموات فاميليشان وقف تكيه نمودند و نصب كرديم و تحويل هيئت امناء داديم . همان اوائل كه براي تست ، كولرها روشن شدند مسئول نصب و تحويل اعلام داشتند كه برق تكيه جوابگوي نياز كولرها نيست و در صورت روشن شدن همزمان هر چهار تا ، با قطعي برق مواجه خواهيد شد . در مورد جوابگو بودن اين چهار عدد براي خنك كردن حسينيه پرسيديم و جواب شنيديم كه اگر مشكل برق حل شود و هر چهار تا روشن باشند در زمان كوتاهي حسينيه يخچال ميشود و با توجه به زير بناي حسينيه به راحتي جوابگو مي باشند ...  

         به نمايندگي از جانب پسر عمو به هيئت امناء عرض كرديم جهت دريافت يك سهميه برق ديگر براي تكيه و اختصاص آن به كولرها اقدام لازم مبذول دارند و پول امتياز و هزينه ها را نيز خودمان از جيب پسر عمويمان ! پرداخت خواهيم كرد . حتي در همان زمان از امام جمعه شهرستان نكا نيز كه در مراسمي در روستا حضور داشتند قول معرفي به اداره برق و دريافت تخفيف گرفته شد ...

         ماهها آمد و فصلها گذشت و سالياني طي شد ...  اما با وجود بارها يادآوري ، بخاري ( با توجه به گرماي امسال بخوانيد : سرمائي !) از كسي بلند نشد و ما در هر مراسمي كه در حسينيه محل شركت كرديم با باد گرم پنكه سقفي مواجه و با پيراهنهاي خيس از آنجا خارج شديم ، در حالي كه چشمانمان به كولرها مي افتاد و به خودمان آن چيزي مي گفتيم كه نبايد بگوئيم و هنوز كه هنوز است كولرها خاك ميخورند و بلا استفاده مانده اند و كسي هم نيست كه ...

    الغرض ...

           طبق شنيده ها ، نماز و مراسم امسال به حسينيه منتقل شد تا از گرماي جانكاه مسجد خلاصي يابند ، اما از خدا و اهالي و نمازگزاران پنهان نيست ، از شما چه پنهان ، نيستيد ببينيد كه حال و روز هواي حسينيه نيز بهتر از مسجد نيست و پنكه هاي سقفي چه باد گرمي به نمازگزاران هديه مي كنند و همه منتظرند نمار تمام شود و هر چه زودتر از گرما خلاصي يابند و به سرماي كولر منازل پناه ببرند و باقي ماجرا ...

        ديشب كه با يكي از دوستان گفتمان ميكرديم گفت : فلاني ، شنيدم كولرهاي حسينيه را ميخواهند بفروشند و بجايش كولر ايستاده بگيرند ... !!! گفتم : چرا كولر ايستاده ؟ مگر همين كولرها جوابگو نيستند ؟ گفت : گويا جوابگو نيستند و ايستاده بهتر جواب مي دهد ...

        گفتم : داداش شنيدي كه ميگن يارو رو به ده راه نمي دانند سراغ خونه كدخدا رو ميگرفت ؟ يا اينكه نميدونم چي چي توي سوراخ نميرفت ، جارو به دمش مي بست !! ؟  گفت : منظور ... ؟ در حد ديپلم صحبت كن ما هم شير فهم شويم .. !  گفتم : همه ندانند تو كه بهتر ميداني كه اشكال كار از كجاست ... دوما كه اين كولرها وقف تكيه هست و قابل فروش نمي باشد ! گفت : خوب ، اما اولنش كو ؟! و گفتم : اولا هم اينكه برق موجود جواب اين كولرها را نمي دهد ، اونوقت سراغ اون كولرهاي غول پيكر را ميگيرند ؟ اينها اگه ... داشتند براي برق تكيه فكري ميكردند و اين چهار تا كولر را روشن ميكردند ، چون نماينده نصب در همان روز به عاليجنابان گفته بود كه همين چهار كولر در كمتر از نيم ساعت حسينيه را مثال يخچال ميكند . با اين اوصاف نيازي به كولرهاي ايستاده نيست كه ...

 و ادامه داديم :

           راستي همولايتي ، جميع صاحب منصبان بر اين عقيده اند كه مسجد فعلي محل نقلي ست و جوابگوي خيل عظيم نمازگزاران نمي باشد ! حال كه بقول خودشان اينچنين است ، پس سرد كردنش نبايد زياد مشكل باشد و با يكي دوتا كولر آن هم نه از نوع ايستاده بلكه ديواري ، به راحتي خنك مي شود ، پس چرا به اينكار اقدام نمي كنند ؟ فرض كنيم دست دست اندركاران خالي ست ، نمي توانند با همت جمعي كه ازشان در مراسم مختلف شاهديم ، هزينه خريد دو سه عدد كولر را فراهم كنند تا مسجد نقلي محل سرد شود ؟ آنها كه از خنك كردن اين مسجد نقلي عاجزند چگونه مي خواهند در آينده اي نه چندان دور مسجد جامع عظيم در حال احداث روستا را سرد و گرم كنند ؟ نمي توانند برق جزئي مورد نياز چهار عدد كولر را فراهم كنند اونوقت به فكر كولرهاي با مصرف بالاتر هستند ... ؟

       آقا با ما كاري نداري ؟ ما خودمان مثل خودتان سابقه مان خراب است ، بيشتر درگيرمان نكن ... !!!! اين حرفها را آن همولايتي طرف گفتمانمان در حالي كه نيم خيز شده بود كه برود به ما گفت و در حالي كه تلاش ميكرد هر چه سريعتر تا برايش حرف و حديث درست نكرده اند از صحنه خارج شود ادامه داد :

      تو هم سرت درد مي كنه ها ... كم برات حرف و حديث درست كردن و تهمت زدن و تا حد كفر پيش بردن و خودشون رو محق جلوه دادن و تو رو باطل ؟ بابا ول كن ، اين حرفا تا حالا به خورد كي رفته كه باز تكرار ميكني ؟ به فكر فردا و حرفا و پاپوش هاش هستي كه هي داري ميگي ؟ آقا جان : دست اندر كار و صاحب منصب و مسئول امور روستان و دوست دارن هر كاري انجام بدن ، به من و تو و اهالي چه مربوطه ؟ بلند شو بريم دو سه ساعت ذيگه سحره ، تا چشممون گرم نشده بايد بلند شيم و در اوج خواب آلودگي برنج بخوريم و ... !

 و ما بلند شديم و با همولايتي چيز فهممان عازم شديم و منتظر فرداها مانديم ...  


مديريت وبلاگ