بی خبری در عصر اطلاع رسانی

درود

         عصر دیروز بصورت تصادفی و برای چند لحظه شاهد مراسمی بودیم که بهتر دیدیم جهت آگاهی همولایتی های عزیز در این پست عنوان کنیم .

         آنگونه که از شواهد و شنیده ها و دیده ها مشخص شد مراسم پیاده روی بود با حضور بانوان روستا و به مناسبت هفته سلامت که به همت شبکه بهداشت و مسئولین بهداشتی روستا برگزار شده بود و در پایان جوائزی نیز اهداء شد .

        متاسفانه به علت عدم خبر رسانی از سوی برگزار کنندگان اطلاعات بیشتری نداشتیم که تقدیمتان کنیم .

خداوند به برگزارکنندگان بی خبر از عصر ارتباطات خیر دهاد ...


مدیریت وبلاگ

بادا بادا مبارک بادا ...  


تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

همولایتی های عزیز  آقایان رضا فیروزی و علی ( قربان ) دادگر :

           آغاز زندگی مشترکتان را تبریک و شادباش گفته برایتان لحظاتی سراسر شادی و نشاط همراه با سلامتی و کامیابی آرزومندیم .

عشقتان پاینده باد ...

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com


مدیریت وبلاگ

جشن میلاد ثامن الائمه در مجتمع آموزشی ثامن الائمه کمیشان

           عصر دیروز و همزمان با سالروز میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام رضا (ع ) جشن با شکوهی به همت مدیریت مجتمع آموزشی ثامن الائمه کمیشان جناب  آقای بهری و با حضور جمع کثیری از اهالی و همچنین تعدادی از مسئولین شهرستان نکا برگزار شد که گزارش تصویری آن تقدیمتان میگردد ...  


 

 

 

 

 


جناب آقای بهری مدیر مجتمع ثامن الائمه کمیشان


اجرای برنامه شاد

 

 

 


دانش آموزان پذیرفته شده در آزمون مدارس نمونه دولتی

 

 


اهداء جائزه به دانش آموزان برتر در رشته های مختلف  

 

 


اهداء لوح تقدیر به خیرین

 

 

 

 

 


سخنرانی دکتر فدائی نیا ریاست آموزش و پرورش شهرستان نکا



اجرای دکلمه


اجرای سرود

 

 


اهداء جائزه به دانش آموزان با اسم رضا

 


پذیرائی


آقای بهری خدا قوت

                                     ته خسته تن بلاره ...


مدیریت وبلاگ

گدائی از نوع ملانصرالدینی ... !!!

 

ملا نصرالدين هميشه اشتباه مي‌كرد 

           ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد.

        اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام

 


  شرح حكايت۱ (دیدگاه بازاریابی استراتژیک) 

      ملا نصرالدين با بهره‌گيري از استراتژي تركيبي بازاريابي، قيمت كم‌تر و ترويج، كسب و كار «گدايي» خود را رونق مي‌بخشد. او از يك طرف هزينه كمتري به مردم تحميل مي‌كند و از طرف ديگر مردم را تشويق مي‌كند كه به او پول بدهند .

«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند..»

 


شرح حکایت ۲(دیدگاه سیستمی اجتماعی) 

         ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن - را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. »  

 


شرح حکایت۳(دیدگاه  ماکیاولی)

              ملا نصرالدین درک درستی از نادانی های  مردم داشته است. او به خوبی می دانسته هنگامی که از دو سکه طلا و نقره مردم ، شما نقره را بر می دارید آنها احساس میکنند که طلا را به آنها بخشیده اید! و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکه طلا هم از اول مال خودشان بوده است .و این زمان به اندازه آگاهی و درک مردم میتواند کوتاه شود. هرچه مردم نا آگاهتر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانیتر خواهد بود. در واقع ملانصرالدین با درک میزان جهل مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

«اگر بتوانی ضعفهای مردم را بفهمی میتوانی سر آنها کلاه بگذاری ! و آنها هم مدتی لذت خواهند برد!. »


با تشکر از همولایتی عزیز احمد عموئی کمیشانی بابت ارسال مطلب فوق                

مدیریت وبلاگ

حرم امام رضا (ع ) در طول تاریخ - قسمت دوم

چهل نکته خواندنی درباره حرم امام رضا (ع)

نکات تاریخی، فرهنگی و معماری حرم امام هشتم

 

نکته۱
           در سال ۲۰۳ و به قولى ۲۰۲ هجرى قمرى که حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در کنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاک سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است که بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت.

 نکته۲
             در سال ۴۰۰ هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجدید بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .

 نکته۳ 
            سنگ مرقد نخستین که برای مشخص نمودن مدفن امام بر زمین نصب شده، سنگ بنای ساخت ضریح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجری قمری ضریحی بر مضجع شریف نصب نبوده است.

نکته۴ 
            در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.

 نکته ۵           

              مشهور است که از زمان صفویان گذاشتن ضریح بر مرقد امام مرسوم شده است و برخی احتمال دادند که ساخت ضریح از عصر تیموریان متداول گشته است.

نکته۶
             ۲۸ هزار لامپ در حرم امام رضا علیه السلام روشن می‎باشد، که اکنون علاوه بر 28 هزار شعله برق، شش هزار لوستر نیز در ابعاد مختلف و با قدمت‎های طولانی مورد استفاده قرار گرفته است.

نکته۷
              ضریح اول، ضریحی چوبی بوده، با تسمه‎های فلزی و پوششی از صفحات طلا و نقره. این ضریح در زمان شاه طهماسب صفوی یعنی سال ۹۵۷ هجری قمری ساخته و بر روی صندوق چوبی مضجع منور نصب می‎شود. در سال ۱۳۱۱ همزمان با تعویض صندوق به دلیل فرسودگی پایه‎ها ضریح برچیده شده، پوشش طلا و نقره و جواهرات آن از چوب‎ها جدا و به خزانه آستان قدس منتقل می‎شود.

 نکته۸ 
             ضریح دوم، ضریحی بوده فولادی مرصع، معروف به ضریح نگین نشان. این ضریح در سال۱۱۶۰ به دستور شاهرخ فرزند رضا قلی میرزا نوه نادرشاه ساخته و به وقف بر فراز مرقد شریف نصب می‎شود. ضریح فولادی یا ضریح نگین نشان سقف نداشته، پنجره‎ها و شبکه‎های چهار طرف آن دارای گوی و ماسوره‎هایی بوده است که با نگین‎های کوچک یاقوت و زمرّد تزیین یافته و تعداد آنها به 2000 بالغ می‎شده است. به دلیل وضعیت ویژه این ضریح ذیلاً به عین کتیبه آن اشاره می‎شود. «نیاز رحمت ایزد مستعان، و تراب اقدام زوّار این آستان ملک پاسبان، سبط سلطان نادر شاه الحسینی الموسوی الصفوی، بهادرخان به وقف و نصب این ضریح و قبه‎های مرصع چهار گوشه ضریح مقدس مبارک موفق گردید. ( سنه ۱۱۶۰قمری) »

 نکته۹
            در زمان تولیت میرزا سعیدخان برای مصون ماندن نذورات داخل ضریح دوم ، شبکه و پوشش طلایی روی ضریح منور قرار می‎گیرد، و بدین ترتیب سقف آن پوشش می‎یابد. این ضریح به دلیل وقف دائمی بودن تا قبل از شروع عملیات جایگزینی و نصب اخیر ضریح مطهر جدید یعنی پنجمین ضریح بر مضجع شریف و زیر ضریح پیشین قرار داشت. ضمن عملیات اخیر محل نصب این ضریح تغییر یافت و به قسمت تحتانی حرم مطهر منتقل گردید.

نکته۱۰
              در عصر پادشاهی فتحعلی شاه قاجار ضریحی فولادی و ساده به ابعاد (۳*۴ ) و ارتفاع ۲ متر ساخته و روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب می‎شود که در اصل ضریح سوم محسوب می‎شود.

 

 نکته۱۱

             سقف ضریح سوم با چوب‎های طلاکوب پوشش داشته و در سمت پایین ضریح در کوچک مرصعی قرار داشته است. به دلیل کوچکی و غیر مناسب بودن این ضریح پس از مدتی برداشته شده و به جای آن ضریح چهارم نصب می‎گردد. در حال حاضر این ضریح در موزه مرکزی آستان قدس رضوی در معرض تماشای بینندگان قرار دارد.

نکته۱۲
             ضریح چهارم ضریح ملمع یا ضریح طلا و نقره، معروف به شیر و شکر است، این ضریح در سال ۱۳۳۸ بر روی ضریح نگین نشان یا ضریح دوم نصب می‎گردد.

 نکته۱۳
               طراحی ضریح چهارم توسط مرحوم استاد حافظیان انجام یافته و تحت نظارت ایشان کار اجرا و قلمزنی توسط مرحوم استاد هنرمند حاج محمد تقی ذو فن اصفهانی انجام گرفت.

نکته۱۴
              ضریح چهارم دارای ۰۵/۴ متر طول و ۰۶/۳ متر عرض و ۹۰/۳ ارتفاع و ۱۴دهانه به نشان چهارده معصوم بوده است. اضافه بر بهره‎برداری از طلا و نقره و جواهرات .

 نکته ۱۵
                پایه‎ها، ستون‎ها، کتیبه‎های سیمین با نقش‎های مختلفی در نهایت مهارت قلمزنی شده بود. بین هر دو زاویه از پنجره‎های ضریح مقدس یک صفحه بیضی شکل از طلا، که مجموعاً به هیجده عدد می‎رسید و هر یک به وزن تقریبی پنجاه مثقال بود احادیثی درباره فضیلت زیارت حضرت رضا علیه السلام به خط حاج شیخ احمد زنجانی معصومی کتیبه نوشته شده است .

نکته ۱۶
             بر روی هر یک از دهانه‎های ضریح مقدس، از سمت پیش روی مبارک اسمی از اسمای چهارده معصوم علیهم السلام بر صفحه‎ای فیروزه نشان از طلا و به خط ثلث و به قلم مرحوم حاج شیخ احمد زنجانی معصومی مکتوب بود. در بالای صفحات بیضی شکل، کتیبه‎ای از نقره به طور برجسته، سوره مبارکه هل اتی را به قلم همان کاتب در برداشت.

نکته ۱۷
              در چهار گوشه ضریح چهار خوشه انگور به عنوان نمادی از نحوه شهادت حضرت قرار داشت. بالای کتیبه سوره مبارکه «یس» و بر لب ضریح چهل و چهار برگ از نقره ملمع بین چهل و چهار گلدان ملمع نصب شده بود که بر روی صفحه مدور و محدب هر یک از آنها اسمی از اسمای حسنی الهی به طور برجسته و به خط ثلث و به رنگ سفید در زمینه لاجوردی مکتوب بود.

 نکته ۱۸
              پس از گذشت بیش از چهل سال از نصب ضریح پیشین موجباتی همچون فرسودگی، و سست شدن پایه‎ها و ساختار ضریح و ساییدگی پوشش و روکش‎های نقره‎ای و طلایی آن، ساخت و نصب پنجمین ضریح را ضروری می‎نمود.

 نکته ۱۹
                 به دستور تولیت آستان قدس رضوی حضرت آیة الله واعظ طبسی، از سال ۱۳۷۲ مطالعات و بررسی‎های مقدماتی ساخت ضریح آغاز گردید، و به دنبال آن طرح‎های متعددی از طرف هنرمندان نامی کشور ارایه شد و نهایتاً توفیق طراحی ضریح نصیب استاد برجسته نگارگری کشور جناب آقای فرشچیان گردید.

 نکته۲۰ 
              به منظور ساختن آخرین ضریح نخست بر اساس طرح موجود پایه‎ها و ساختار ضریح که ترکیبی از کار آهنگری و نجاری است توسط واحدهای مربوطه در آستان قدس رضوی در نهایت استحکام انجام گرفت و ساختاری مرکب از آهن و فولاد و چوب گردو برای نصب روکش‎ها و پوشش طلا و نقره ساخته شد.

 

 نکته۲۱
             با آماده شدن طرح استاد فرشچیان کار قلمزنی و زرگری و به عبارت دیگر اجرای طرح که اساس کار ساخت ضریح و صورت پذیری آنست از تاریخ ۱۲/۱۱/۷۵  تحت نظارت عالیه هنری استاد فرشچیان شروع شد و از میان چند نفر از هنرمندان قلمزن همچنان توفیق کار قلمرنی ضریح مطهر، نصیب استاد خدادادزاده اصفهانی گردید.

نکته ۲۲
               پس از چهار سال با کار بی وقفه روزانه و بعضاً شبانه و همچنین با کار متوسط روزانه شش نفر در کمال ظرافت و امتیاز هنری و در نهایت صلابت و استحکام کار قلمزنی پایان یافت و ضریح برای حمل و نصب آماده گردید. از ویژگی‎های ضریح مطهر جدید، ضخامت پوشش نقره‎ای آن است که حتی بعضاً به بیش از سه میلیمتر می‎رسد.

 نکته ۲۳
               عملیات اجرایی برچیده شدن ضریح پیشین و نصب پنجمین ضریح از شامگاه روز شنبه ۲۱/۱۰/۷۹ پس از مراسم غبارروبی آغاز گردید، و با هماهنگی کامل نیروهای فنی - تخصصی مورد نیاز به طور متوسط روزانه هفتاد نفر در سازمانی منظم و منسجم با تقسیم کار و تعیین مسئولیت هر یک از بخش‎های عملیاتی و مدیران مربوطه طبق جدول زمان‎بندی شده، تحت مدیریت جناب آقای مهندس مهدی عزیزیان، مدیر عامل سازمان عمران و توسعه حریم حرم امام رضا علیه السلام به مدت پنجاه روز جریان خود را طی نمود. کار بنای عشق و کعبه مقصود، و فراز آمدن معبد خورشید در فضایی معنوی و شورانگیز آغاز شد.

 نکته ۲۴

              محدوریت وقف به نصب بودن ضریح و عدم جواز شرعی انتقال آن از یک سو و از طرف دیگر، وجود موانع و مشکلات جدی فنی و معماری بر سر راه استحکام سازی پایه‎های نصب ضریح جدید موجب گردید تا پس از بررسی و مطالعات زیاد چاره کار به انتقال ضریح به قسمت زیرین حرم مطهر و نصب محاذی اطراف مضجع شریف دیده شود.

 نکته ۲۵
               از جمله اقدامات اساسی دیگری که همزمان با نصب ضریح مطهر صورت پذیرفت، بتون ریزی و کف سازی و مفروش نمودن کف حرم مطهر با سنگ‎های مرمر بسیار نفیس همراه با کانال کشی و برقراری سیستم تهویه و هوا دهی زمینی و دیواری است، و نیز مرمت آیینه کاری‎ها و کاشی‎کاری‎ها و کتیبه‎های روضه منوره از جمله دیگر اقداماتی بود که در جریان عملیات نصب ضریح به آن مبادرت شد.

نکته ۲۶
               سنگ پلاک پیشین مضجع، که مرکب از ۱۲ قطعه سنگ بود برداشته شده، به موزه مرکزی آستان قدس رضوی انتقال یافت، و به جای آن سنگ نفیس مرمر یکپارچه به طول ۲۰/۲ و عرض ۱۰/۱ و ارتفاع ۹۰ سانت که در نهایت جلا و صفا و زیبایی حجاری شده بود نصب گردید.

 نکته ۲۷

               در اطراف ضریح مطهر به نشانه چهارده معصوم چهارده دهانه به شکل محراب طراحی و اجرا شده است. سیر نقش‎ها و جهت قوس‎های آن یکدیگر را همراهی و تکمیل کرده، و مدار یگانه آنها که نهایتاً به مرکز و نقطه واحدی می‎رسد، تداعی کننده اصل اصیل عرفانی مشاهده وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می‎باشد، و نیز وحدانیت ذات باری‎تعالی و قائمیت و بازگشت پذیری کائنات و ممکنات را به او متجلی می‎سازد.

 نکته ۲۸
                در هشت لچکی چهار گوش ضریح مطهر، به سبک هنر اصیل ایرانی، از گل آفتابگردان که نمادی از شمس الشموس که یکی از القاب امام رضا علیه السلام است نقش‎هایی تعبیه شده است. در اطراف ضریح مقدس گل‎هایی پنج و هشت برگی به نشانه خمسه طیبه و هشتمین امام طراحی و اجرا شده است.

نکته ۲۹

              دو سوره مبارکه «یس» و «هل اتی»، در بالای ضریح مطهر به صورت کتیبه دور تا دور ضریح نوشته شده است. طول کتیبه بالایی یعنی سوره مبارکه «یس» دارای ۶۶/۱۷ و عرض۱۸ سانتیمتر و طول کتیبه «هل اتی» ۷۶/۱۶ و عرض آن۱۴ سانت می‎باشد، هر دو کتیبه و دیگر خطوط بیرونی و داخلی ضریح مطهر که مشتمل بر آیاتی از کلام الله مجید و اسمای حسنی الهی و نام‎های حجج خداوندی است، در کمال قوت و استحکام توسط خوشنویس نامی جناب آقای موحد نوشته شده است.

نکته۳۰
             برای اولین بار پوشش داخلی ضریح مطهر، سقف و دیوارهای آن با نقش و نگارها و کتابت اسماء الهی، با خاتم‎کاری یه طرز بسیار بدیع و زیبا تزیین یافته است. طراحی نقوش داخل ضریح مطهر، توسط استاد فرشچیان انجام یافته، و اجرا و یا خاتم‎کاری توسط استاد هنرمند کشتی آرای شیرازی و همکارانشان صورت پذیرفته است.

 

نکته۳۱
             ضریح مطهر جدید حدود ۱۲ تن وزن داشته، ضخامت پوشش نقره‎ای و طلایی آن و اتصال روکش‎های بدون پیچ یکی از ویژگی‎های این ضریح است. طول ضریح ۷۸/۴ و عرض آن ۳۷/۳ و ارتفاع آن با محاسبه سنگ پایه۹۶/۳ متر می‎باشد.

 نکته۳۲
                حرم مطهر مجموعه‎ای است تقریباً مدور، که مرکز آن مضجع منور امام ابوالحسن الرضا علیه السلام قرار دارد. همچنین حرم مطهر که گنبد درخشان و طلایی برفراز آن قرار دارد، تقریباً در مرکز بناهای آستان مقدس واقع شده، و از نقطه نظر معماری و هنری بسیار بدیع و استوار، و زیبا و دل انگیز است.

 نکته۳۳
          سالانه در این حرم مطهر بیش از ۷۰۰ هزار مُهر نماز مورد استفاده و جایگزین مُهرهای شکسته و کثیف می‎شود.

 نکته۳۴
              نام‎های حرم مقدس امام رضا علیه السلام به ترتیب ذیل می‎باشد:  
آستان ملائک پاسبان - ارض اقدس - بقعة مبارکه - حرم مطهر - روضة رضویه - روضة مقدسه - روضة منوره - عتبة عالیه - قبلة هفتم - کعبة آمال - مرقد ملکوتی - مرقد منور - مضجع شریف - معین الضعفاء.

 نکته ۳۵
                سقف حرم دارای دو پوشش است، پوشش اول: که از زیر مشهود است، به صورت مقعر و مقرنس بوده، ارتفاع آن از سطح حرم تا نقطه پایانی سقف۸۰/۱۸متر می‎باشد، و پوشش دوم: همان لایه خارجی گنبد مطلی است.

نکته ۳۶

            حرم مطهر تقریباً به شکل مربع بوده، و مساحت آن پس از توسعه‎یی که پس از انقلاب اسلامی انجام شد، به ۱۳۹ متر مربع بالغ شده است، سطح حرم با سنگ مرمر مفروش گردیده، و تمام ازاره دور حرم با کاشی‎های ممتاز و ظریف چینی مانند، با رنگ‎های بسیار دلپذیر، مشهور به کاشی‎های سنجری مزین شده است، بر روی این کاشی‎ها آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام با خط رقاع و ثلث، همراه با نقش‎های اسلیمی نوشته و تزئین یافته است.

 نکته ۳۷
               از طریق چهار صفه یا ممر حرم مطهر، با رواق‎های اطراف اتصال یافته، و زائرین از طریق آنها حضور حضرت تشرف حاصل می‎نمایند. پیش از این، در ضلع جنوبی حرم مطهر (پیش روی مبارک)، دو محراب بسیار نفیس و ممتاز از جنس کاشی چینی نصب بوده، که پس از توسعه به لحاظ قدمت و نفاست، به موزه آستان قدس منتقل شده است.

 نکته ۳۸
               حرم مطهر در اوایل قرن ششم یعنی دوران سلطان سنجر سلجوقی، با کاشی‎های بسیار نفیس تزیین یافته، و وجود تاریخ ۶۱۲ هجری قمری، که بیانگر دوران سلطنت سلطان محمد خوارزم‎شاه می‎باشد، گویای اقدامات و فعالیت‎هایی است، که در این زمان، در زمینه توسعه و مرمت ابنیه حرم مطهر انجام یافته است.

نکته ۳۹
               حرم پاک امام، اضافه بر جلال معنوی و جذبه روحانی، و زیبایی و شکوه معماری، مزین به برخی از نفایس و مآثر ارزشمند است، تعدادی از هدایای بزرگان و حکمرانان گذشته، در قاب‎هایی تعبیه شده، در مکان‎هایی از حرم مطهر، در برابر دید زائران قرار دارد. این جواهرات و نفایس که در هشت قاب چیده شده، شامل ۱۰۴ قلم اشیای مختلف است. قدیمی‎ترین آنها سلیمانیه‎هایی است، با دور نقره، مربوط به 550 سال قبل، و دیگر شمشیری جواهر نشان و خنجر الماس نشان، و مروارید و تسبیح و انگشترهایی از الماس و برلیان درشت.

 نکته۴۰
               گنبد حرم از آجر ساخته شده، و سپس روی آن را با الواح مسی، که روکشی از طلا دارد پوشانده‎اند، تذهیب این گنبد برای آخرین بار در سال۱۰۱۰ تا ۱۰۱۶، در زمان شاه عباس صورت گرفته، و به طوری که از گفته‎های محققان بر می‎آید، رویه و سطح این گنبد پیش از آن کاشی‎کاری بوده است.


مدیریت وبلاگ

 

حرم امام رضا (ع ) در طول تاریخ  - قسمت اول

درود ...
 
         امروز و در این پست و به بهانه سالروز میلاد با سعادت امام رضا (ع ) نگاهی می اندازیم به تاریخچه ی حرم مطهر ثامن الائمه در طول تاریخ تا با تغییر و تحولاتی که در طی چندین سال در آن صورت گرفته آشنا شویم . امیدواریم مفید فایده واقع گردد .

  
         مشهد واژه مختصر مشهد الرضا و به معنی محل و مکان شهادت و نام شهری است که به مرکزیت مدفن امام رضا (ع) در سناباد (مشهد کنونی) شکل گرفته است.

  


 

        به گزارش مشرق در آغاز قرن سوم در قسمتی از قدیمی ترین بخش مشهد کنونی، در قریه ای به نام سناباد واقع در حاشیه نوغان از ولایت توس، کاخ حمید بن قحطبه ( والی سابق خراسان ) در وسط باغی بزرگ و سرسبز واقع شده بود که در آن زمان به دلیل وجود مدفن هارون الرشید، خلیفه عباسی، به بقعه هارونیه شهرت داشت.

        درسال 203 هـ.ق. پیکر مطهر امام رضا (ع) در همان بقعه به خاک سپرده شد و این مکان مشهد الرضا نام گرفت.

          مشهد در دو قرن اول پیدایش چندان شناخته شده نبود، اما به عنوان مکانی مذهبی مورد احترام بود. در دوران امارت امیر عبدالرزاق توسی از حکمرانان سامانی و سوری بن معتز، در جهت آبادانی مشهد اقداماتی به عمل آمد. در قرن پنجم نیز به توسعه و تجهیز حرم امام توجه شد و در قرن های بعد به تدریج مشهد الرضا به صورت شهرکی مذهبی در آمد.

            با تهاجم ترکمانان در 499 ق. برج و باروی مشهد تخریب شد. اما به بنای حرم آسیبی نرسید و پس از غائله 510 ق . که عده زیادی در مشهد به قتل رسیدند و خرابی مختصری ایجاد شد، عضدالدین فرامرز علی حاکم وقت مشهد، حصار جدیدی به دور مشهد الرضا احداث کرد و در عهد سلجوقیان نیز با اقدامات عمرانی ابوطاهر قمی بیش از پیش بر جمعیت و رونق مشهد افزوده شد.

             از این زمان تا مدتی مشهد از تهاجم و تخریب به دور ماند و در حملات ویرانگر ترکمانان به توس در 548 ق. به این شهر آسیبی نرسید. درعهد خوارزمشاهیان نیز مشهد مورد توجه امرا و حکام بود.
 
 

0001.jpg

 

0002.jpg
 

            درجریان یورش های مغولان به توس، مشهد به عنوان منطقه امن از خرابی به دور ماند و با جذب مهاجران پناهنده بر جمعیتش افزوده شد. تهاجم سپاهیان ایرانشاه تیموری در 791 ق. به توس و تخریب و ویرانی آن سبب افزایش مهاجرت به مشهد شد.

           درعهد شاهرخ میرزا مشهد گسترش زیادی یافت و حصار جدیدی به دور شهر کشیده شد. در این زمان مشهد به عنوان پایتخت مذهبی مورد توجه قرار گرفت و در عهد حکمرانی بایسنقر میرزا و دیگر امرای تیموری اقدامات زیادی درجهت توسعه و تزیین حرم و شهر مشهد صورت پذیرفت.

           با احداث مسجد جامع گوهرشاد و رواق های دارالسیاده و دارالحفاظ و مدارس بالاسر و پریزاد و مسجد شاه و چهار باغ و احداث بناهای دیگر در اطراف حرم و داخل شهر، مشهد به تدریج به شهری پر رونق مبدل گردید.

          از اواخر عهد تیموریان و در دوره صفویه مشهد بارها مورد تهاجم ازبک ها واقع شد. درسال 977 ق . در پی حمله سپاه عبدالمؤمن خان ازبک بیش ترین صدمه به حرم مطهر وارد آمد و اشیا و اموال خزانه حرم و تزئینات آن به یغما رفت و عده زیادی به قتل رسیدند و مشهد تخریب شد.
 

0003.jpg

 

0004.jpg
 

            اما به واسطه توجه شاهان و امرای صفویه خرابی ها جبران شد و در جهت توسعه بناهای اطراف حرم اقدامات جدی به عمل آمد؛ صحن عتیق به صورت یک مجموعه چهار ایوانی بنا شد و بناهای جدیدی از جمله گنبد الله وردیخان و مناره صحن عتیق احداث شد و مطلا سازی گنبد و تذهیب و کاشیکاری و کتیبه کاری در بخش های مختلف حرم، شکوه و رونق تازه ای به اماکن رضوی بخشید.

             با ایجاد مدارس و آب انبار و حمام و کاروانسراها و دیگر تأسیسات شهری و تأمین آب شرب و بنای مساجد و احداث خیابان اصلی، مشهد گسترش بیشتری یافت و بر جمعیت آن بیش از پیش افزوده شد و به عنوان قطب مذهبی ایران مطرح گردید.
 
 

0005.jpg
 

           در دوره افشاریه نیز مشهد به عنوان مرکز سیاسی و مقر فرمانروایی مورد توجه قرار گرفت و با ایجاد سقاخانه اسماعیل طلایی و طلاکاری ایوان و مناره قدیمی و احداث مناره ایوان عباسی و ساخت ضریح جواهرنشان و اختصاص موقوفات و انتظام امور ابنیه رضوی، مشهد و حرم رضوی از رونق بیشتری برخوردار شد.

           در اواخر عهد افشاریه جواهرآلات ضریح و حرم در درگیری های جانشینان نادر شاه غارت شد.در عهد قاجاریه بخش های دیگری بر اماکن متبرکه افزوده شد و صحن نو ( آزادی ) احداث شد و با ساخت و نصب ضریح فولادی و در های طلا و نقره و منبت کاری رواق دارالحفاظ و نصب اولین ساعت شماطه ای و ایجاد کارخانه برق و توجه به امور رفاهی زائران و زیباسازی شهر، بر آبادانی و رونق مشهد افزوده شد.
 

          در این دوران نیز مشهد بارها مورد تهاجم ترکمانان قرار گرفت و با شورش سالار و رخدادهای دیگر از قبیل به توپ بسته شدن حرم (1320 ق) و اشغال شهر در جنگ جهانی اول، صدمات و خسارات زیادی بر حرم و شهر وارد آمد.

 

0006.jpg
 

0008.jpg
 

            در دوران پهلوی نیز بناها و خیابان های جدید در مشهد ایجاد و صحن موزه بنا شد و ساختمانی برای کتابخانه آستانه ساخته و رواق های دارالشرف، دارالزهد و دارالسرور بنا گردید و میدانی در اطراف حرم مطهر احداث شد و با ایجاد خیابان ها، محلات میادین، مدارس جدید، بیمارستان ها و فراهم ساختن امکانات بهداشتی، خدماتی و فرهنگی شهر مشهد گسترش یافت.

            ایجاد فرودگاه، ایستگاه راه آهن و جاده های مواصلاتی زمینه را برای جذب بیشتر زائران و مسافران فراهم کرد و برای رفاه زائران و مسافران مراکز مختلف رفاهی از قبیل هتل ها و مهمانپذیر ها در نقاط مختلف مشهد به ویژه اطراف حرم مطهر احداث گردید. از جمله مهم ترین رویدادهای مشهد در این دوران، واقعه مسجد گوهرشاد، جنگ جهانی دوم و انقلاب اسلامی بود.
 
 

0009.jpg

 

00010.jpg
 

         پس از پیروزی انقلاب ، شهر مشهد مقدس به عنوان مهم ترین قطب زیارتی کشور بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و امکانات فرهنگی، رفاهی و خدماتی گسترش چشمگیری یافت. با اجرای طرح جامع در اطراف اماکن متبرکه و احداث صحن های جدید قدس، جمهوری اسلامی و صحن جامع رضوی و رواق های جدید دارالولایه، دارالهدایه، دارالرحمه، دارالاجابه و بست ها و دیگر بناها، بر وسعت و زیبایی اماکن متبرکه رضوی افزوده شد و مشهد مقدس بیش تر مورد توجه زائران و مسافران قرار گرفت.

         افزایش روز افزون زائران و مسافران باعث شد تا در مشهد مقدس طرح های بزرگ رفاهی، خدماتی و فرهنگی به اجرا در آید.
 
ادامه در پست بعدی ...

با تشکر فراوان از همکار عزیز جناب آقای یاسر کلبادی بابت ارسال مطلب فوق 

مدیریت وبلاگ

فقط جهت اطلاع ... !!!

 

لیست آخرین سرقت های انجام گرفته در محل :!!!

 

۱ - سرقت دو راس گوسفند از منزل همولایتی حسین آقا حق پناه ... !

۲ - سرقت یک راس گااااو از منزل همولایتی عزادار حاج اکبر نجف زاده ... !

۳ - سرقت ...


         یادتون نره فقط جهت اطلاع رسانی بود برای اینکه حواستونو جمع کنین و تا صبح خواب رو برای خودتون حرام اعلام کنین تا نکنه این شتر این بار دم در خونه شما بخوابه . هر چند در روز روشن هم ...


مدیریت وبلاگ

 

سرپرست دهیاری بدبیار ...

 

درود ... 

           قبول مسئولیت و وارد گود خدمت به اهالی شدن همیشه هم ساده و بدون درد سر نیست . گاه باید از همه چیز گذشت و حتی در مواقعی باید از جان مایه گذاشت . گاهی هم آن مسئولیت برایت آمد ندارد . انرژیهای منفی که از نگاه افراد بسویت روانه میشود و نحوه کار و برنامه ات که مانعی برای دیگران میگردد و بعضی عوامل دیگر همه دست بدست هم میدهند تا در کارت موفق نشوی و حادثه پشت حادثه به تو رو کند ...

           این مقدمه ای بود در وصف حال جناب آقای روح اله عبدی سرپرست جدید دهیاری روستا که هنوز قبول پست نکرده و حکمش صادر نشده هزار جور گرفتاری گریبانگیرش شده ...

           چند وقت پیش که برای عیادتش رفته بودیم از این دوران کوتاه میگفت و مشکلات پیش آمده . از دزدیده شده اموال دهیاری که در این چند سال سابقه نداشت و همزمان با ورود ایشان صورت گرفت تا بریده شدن کابل منبع آب بتونی روستا و کارشکنی ها و تخریبهای متعدد گرفته تا تصادف غیرمنتظره و عجیب اخیر با موتور که خدا رو شکر جان سالم بدر برد ( البته با تنی مجروح تر از بدن بعضی از جانبازان عزیز روستا )

          قبول پیش آمدن این همه حادثه در این مدت کوتاه برای ایشان کمی عجیب بود ولی متاسفانه واقعی . در جلسه عیادت خواستیم به ایشان بفرمائیم مشدی روح اله جان مشکلات همیشه هست تو بکارت ادامه بده ترسیدیم فردا پس فردا موردی پیش بیاد که ما از گفته خودمان پشیمان شویم ( بگو حالا کی میخواست حرفتو قبول کنه ) برای همین فقط به شنیدن اکتفا کردیم و گفتیم در وبلاگ می نویسیم تا اگر دوستان همولایتی راهکاری برایشان داشتند عنوان کنند تا گره کارشان بدون کمک دندان باز شود ...

شما چی میگید همولایتی عزیز ... ؟


مدیریت وبلاگ

ترسناکترین پل دنیا

          پل هوایی Capilano Suspension Bridge در ونکوور شمالی قرار دارد. این پل به طول ۱۳۷ متر و ارتفاع ۷۰ متر، جزو ترسناکترین پل‌های عابرپیاده جهان قرار دارد.

 

 

 

 


مدیریت وبلاگ

توفیق اجباری ...

 

           عصر پنجشنبه توی اتاق به يادگار مانده از پدر و حاصل دست رنج مادر ، دراز کشیده بودم تا خستگی یک هفته کار و تلاش رو از تنم بدر کنم و استراحتی کرده باشم که شنيدم از بلندگوی حسینیه ی محل ، صدای مراسمی که در حال اجرا بود در حال پخش است  . به خیالمان گذشت که حتما مراسم سوم و هفتم مرحوم علی قنبری است . گفتم بهتر آنست که بجای استراحت ، برای شرکت در مراسم و اهداء فاتحه راهی مزار روستا شوم .

        بسیجیانه در اندک زمانی لباس رزم پوشیده و راهی مرکز ثقل کمیشان شدم . در راه برای دوستان هم زنگیدم که گویا مراسم مرحوم قنبری برقرار است . زودتر بشتابید که از قافله عقب نمانید . به مزار که رسیدیم هر چه گشتم خبری نبود . نه از اهالی و عزاداران و نه از باند و اکو و برادران عشق میکروفون و عزیزان ... . عده ای از اهالی در حال قرائت فاتحه برای امواتشان بودند و و جوانان غیر بسیجی هم در گوشه و کنار خیابان و کنار مزار و جنب غسالخانه و جاهای دیگر نشسته و شادمانه در حال اختلاط و کارهای دیگر بودند !

        با کمی پرس و جو فهمیدم مراسمی در حیاط حسینیه در حال اجراست . غمگنانه بدان سوی شتافتم تا در عزاداری شرکت کنیم .

        از دور جوانان ديروز و امروز جبهه ندیده ای دیدیم که لباس رزم پوشیده بودند تا اگر چه در دوران خون و آتش تنشان به تن جنگ نخورده لااقل اینجا بتوانند عکسی به یادگاری بگیرند . گفتم :  این لباس و مراسم ختم ؟ چیز بعیدی ست ...

          از سخنان مجری جناب آقاي بهري ، مدير فعال و نمونه كميشان و منطقه ، که در حال صلابت بخشیدن و ابهت دادن به دوستان دیگر خود در نزد اهالی از پشت تریبون اختصاصی شده بود فهمیدیم که ای بابااااا . آنچه در سر پروریده ایم ( مراسم مرحوم قنبری ) نيست بلکه مراسم بزرگداشت هفته جنگ است و یادی از عزیزان گلگون کفن . ( لطفا برای شاد کردن روح پاک و بی گناهشان صلواتی مهمانشان کنید ... )    

          بعضي از دوستان ملبس به لباس رزم بودند و چه حالي ميكردند با آن !! و چند تن از نوجوانان ملبس هم در حال پذیرائی بودند از اندک اهالی که حضور داشتند و صد البته بودند جوانان بسیاری که از جاهای دیگر نظاره گر مراسم بودند !!!

         با دیدن این نوجوانان ملبس ، صندوق خاطراتم تکانی خورد و اندکی باز شد و خاطرات مدفون شده چندین سال پیش همانند غباری از درز آن به بیرون پراکنده شد ( خدای نکرده بیاد دود قلیونهای رنگارنگ که شده تنها تفریح و سرگرمی جوانان که نیفتادید ؟ ) یاد نوجواني خودم و دوستان حدود ۲۰ سال پیش افتادیم که چگونه خالصانه و بي ريا و بدون هیچ چشمداشتی چه کارها که برای صاحبان از دیروز تا امروز اینگونه مراسمات نکرديم . اما آنچه در آینده ای نه چندان دور نصیبمان شد چیزی جز تهمتهای ناروا و تخریب شخصیت و مشکلات ریز و درشت  و ... نبود و چه درد آور است اگر بدانید چه غریبانه از چشم مبارک عزیزان افتاده و ساقط شديم !!!! ( نیوتن جان شانس آوردی که این مورد افتادن بجای سیب روی سرت نیفتاد وگرنه چنان گیجت میکرد که از کشف نیروی جاذبه خبری نبود ما باید سالها بدون جاذبه زندگی ميكرديم ) و صد البته آنچه نصیب سران شد امتیاز بود و پست و چشمان برزخي و ... !!! و اينك اين نوجوانان در آينده ...

         در همین افکار بودیم که دیدیم برادر بسيجي علی آقای محمودی که مرا دیده بود که سردرگم بدنبال افکار مشوش می دویدم دستی بسویم یازید که بیا آقای عموئی ، بیا از این شربت شهادت !! بنوش ... !     

       نگاهی عاقل اندر سفیه بر او انداختم و گفتم : ارزانی خودتان . اون موقعی که باید میرفتین و شربت شهادت نوش جان میکردین کجا بودین که الان پارچ پارچ سر میکشین ؟! اما هر چه مقاومت نكردم نتوانستم از دست حاجي محمودپور كه ميخواست كيكي از نوع يزديش به من بخوراند خلاصي يابم  و توسط او شيرينی گير ( شما بخوانيد نمك گير ) شدم .

             داشتم به طرف دوستانمان كه فرصت را غنيمت شمرده و با وجود اين همه امكانات پيشرفته ورزشي كه به همت شوراي ورزشي فوق فعال كميشان براي جوانان فراهم شده است !! باز هم در زمين واليبال خاكي پر از چاله چوله ي مرحوم محمودپور منطقه پيربن مشغول بازي بودند ، رهسپار ميشدم كه شنيديم مجري اعلام فرمودند كه :

           به مناسبت بزرگداشت اين ايام فردا صبح برنامه پياده روي از محل حياط حسينيه براي آقايان تا سي چلو و براي بانوان تا امام حيدر برگزار ميگردد و از همه اهالي مخصوصا بسيجيان عزيز براي شركت در اين مراسم معنوي ورزشي دعوت بعمل آورد .

         ناخواسته لبخندي بر لبانمان نقش بست و خوشحال شديم كه لااقل توفيقي نصيبمان ميشود و فردا بياد چند ماه قبل يك پياده روي دسته جمعي مي رويم و اين بار برادران عزيز ملبس ميتوانند با خيال راحت و طيب خاطر اين برنامه را بنام خود و مكان معنوي تازه تعميرات اساسي شده ثبت كنند و گزارش تهيه كنند و نگران عذاب وجدان از بابت نسبت دادن كارهاي ديگران به خود نباشند .

        و به خود گفتيم با اين اعلان عمومي كه زده شد و با توجه به متولياني كه دست اندركار آنند و همه ي اهالي از كوچك و بزرگ قبولشان دارند !!! ، فردا چه جمعيتي خواهد آمد . كاش صدا و سيما را خبر ميكردند كه گزارش مفصل چند ساعته اي  تهيه ميكرد و براي چند ثانيه از رسانه ملي شخصي پخش ميشد !

       همان شب با دوستان هم صحبت كرديم و تصميم گرفتيم همه با جان و دل و بدون هيچ چشمداشتي در اين برنامه شركت كنيم ...

و گذشت و گذشت تا صبح شد ...

        نماز رو كه خوانديم ديديم تا ساعت هفتي كه اعلام كرده بودند ساعاتي مانده . گفتيم يه چرت كوتاهي بزنيم كه مثل يكي از همولايتي هاي عزيزي  كه حتي در حالت ايستاده نيز به خواب ميرود هنگام پياده روي خوابمان نبرد .

خوابيدن همان و ...

          ناگهان مثل برق گرفته ها از جا پريديم و ديديم كه اي بابااااا ... ساعت هشت شده . سريع به دوستان زنگيديم كه چه خوابيده ايد كه از قافله عقب مانديم . در اندك زماني همه جمع شديم و چون از قبل مسير اعلام شده بود به سمت سي چلو حركت كرديم .

...

·         اينجا كه خبري نيست ...

·         شايد به سمت قلعه دوك و چشمه دره رفته اند ؟

·         حتما از راه ديگر برگشته اند ...

·         احتمالا مسير پياده روي عوض شده و ما در خواب بوديم و نفهميديم ...

·         نكند تا غريب امام رفته اند و سر ما بي كلاه مانده ... ؟

·          ...

·         ...

           اينها سئوالاتي بود كه هر يك از دوستان همراه با ديدن منطقه ي خالي از موجود زنده ي سي چلو از خود تراوش ميكردند و روي سر كدام علامت سوال و تعجبي رشد كرده بود به ايــــــــــــن بزرگي ... !!!

         حالا چه كنيم ؟ به كدامين سوي حركت كنيم ؟ نكند اين راه كه ميريم به تركستان باشد ؟ نكند ... شايد ... اگر ...

و نظر خودمان آب سردي بود بر تمام پرسشهاي آتشين دوستان كه بدنبال راه چاره بودند ...

          بابا عصر عصر تكنولوژي و ارتباطاته ، هر چند از اين نعمت اهدائي غرب جنايتكار !( انگار جرم و  جنايت فقط در غرب وجود داره و ما ... ) درست استفاده نميشود و هر چند براي هر تماس بايد چندين بار تلاش كرد و در برقراري ارتباط بايد صبر ايوب و گنج قارون داشت ولي بهر حال زنگي ميزنيم به برادر بهري مجري مراسم ديروز و استفتائي نموده و تعيين تكليف ميكنيم تا همه از اين همه سردرگمي بدر آئيم !! ( باز هم خودمو عشق است با اين نظرم )  و سريع شماره جناب آقاي بهري را گرفتيم ( راستي يه تبريك بهشون بدهكاريم بابت پست جديدي كه در امر آموزش نوجوانان منطقه گرفتند . آقاي بهري : مواركا )

... شماره مشترك مورد نظر در شبكه موجود نمي باشد ...

... دستگاه مشترك مورد نظر خاموش است ...

... شماره مورد نظر اشتباه است ...

... برقراي ارتباط در حال حاظر امكان پذير نمي باشد ...

... مشترك مورد نظر خوابيده است ...

... آهاي مش غضنفر آخه اين وضع چرا دادن گوسفنده  ... ؟

... پري جون ديشب نميدوني شوهرم چي برام خريد ...

... آقا اداره برقه ؟ چرا اين پول برق ما اينقده زياد شده مگه ما ...

... يكي بره اون گوسفندو بگيره نره زير قطار فوق سريع السير دست اول گرگان سواد كوه !!

... آخ چي بگم رعنا جون ، نميدوني چقدر از اين مادر شوهرم بدم مياد ...

آهاي ..

اوهوي ...

تالاب ...

...

        ديگه داشتيم پشيمون ميشديم از شماره گرفتن و شنيدن همه جور پيام و صحبت از پشت خطوط كه ديديم صدائي آشنا مي آيد ... بوق بوق بوق بوق ...

        دوستان مژده ارتباط برقرار شد . اين جمله را ما آنگونه شادمانه كه انگار جايزه صلح نوبل را به ما داده باشند به دوستان گفتيم و مغرورانه از سر پيروزي بدست آمده در برقراري تماس ، گوشي بدست همانند غزال ، خرامان خرامان قدمي زديم و آماده صحبت با جناب آقاي بهري ...

        خود را آماده كرده بوديم  كه صداي      يك دو سه چهار    و    كي خسته شد ؟   دوش من ( ببخشيد : دشمن ) را بشنويم كه با صداي خميازه اي از آنسوي تلفن مواجه شديم .

           الو ؟ حاج اسمال ...  الو ؟ ... صدا مياد ؟  ... از اكبر به اسمال از اكبر به اسمال ... من از منطقه ي سوق الجيشي و استراتژيك سي چلو تماس ميگيرم . برادر جان باد به كدوم جهت ميوزه ؟ برگهاي سبز رو باد پائيزي به كدوم سمت برده ؟ ما در جهت باد حركت كنيم يا خلاف جهت ؟ ( خودمونيم هر چند مثل اكثر دوستان جبهه نرفتيم  ولي از بس فيلمهاي جنگي ديديم خوب بلديم رمزي صحبت كنيم )

          و عمو اسمال هم كه خود مرد ميدان ديده بود خواب آلودانه فرمايش كرد : اكبر آقا امروز صبح از باد خبري نبود . برگهاي سبز روي شاخه زرد شدن ...

          گفتم :  از بس فكرمان مشغول است . رمز گشائي جملات گوهر بارت با خودت اخوي و او ناليد كه :

             آقا دست رو دلم نذار . صبح زود من و عمو يدا... رستمي ( لطفا چيز ديگه اي نخوانيد ) براي مراسم پياده روي زديم بيرون و رفتيم تا حياط حسينيه . اندك زماني منتظر مانديم . چند تن از دانش آموزانم تك و توك پيدايشان شد . البته خانومها وضعشان بهتر از ما بود . هر چه منتظر مانديم از برادران حاضر در مراسم ديروز ( چه ملبس و چه غير ملبس ) كه بايد هميشه در وسط صحنه باشند خبري نشد . گفتيم شايد اين برنامه تغيير ساعت ما را گمراه كرده . اندكي صبريديم كه بزرگان گفته اند : الصبر مفتاح الفرج ... اما اكبر آقا اگه شما و دوستان و اهالي ( بغير از بعضي ها ) سهام عدالتو ديديد من و عمو يدل ! هم برادران رو ديديم ؟ !!!

          گفتم : حاجي : يعني چي ؟ نكنه برنامه رديف نشد و بهم خورده ؟ ما رو كه سر كار نميذاري ؟ حالا ما چكار كنيم ؟ بمانيم كه بيائيد ؟ يا برگرديم كه نيائيد ؟!! كاش همراهمان چيزي براي تناول آورده بوديم كه نوش جان كنيم ، مرديم از كمبود كالري ...

        و ايشان فرمودند كه : آقا ما كه با شما اين حرفا رو نداريم . فعلا كه خونه دراز كشيدم . خلاصه قسمت نبود كه حرف ديروزمون عملي بشه و يه پياده روي مشت بريم . ( آخه اين چه قسمتيه  ؟ قسمتو ميبيني ؟ )

اينم از بسيجيهاي ما ... ( اين جمله براتون آشنا نيست ؟ بياد كلمه محبت مي افتيد نه ؟ آقا محبت ، نه محمد ! اينم از ... )

         اين جمله اي بود كه وقتي چشمانم ( كه خوشبختانه تا بحال كسي از برادران و دوستان و اهالي از آن نيفتاده و همچنان پاك مانده )  به همراهانم افتاد كه مثل جن ديده ها به من مينگريستند و هزاران حرف ناجور و نامربوط در ذهنشان بر من ميگذشت كه حتي بدون چشم سوم و تله پاتي مثل گنبد مسجد جامع در حال احداث تا ظهور آقاي كميشان ، از دور ديده و خوانده ميشد ، دسته جمعي به من گفتند ...

        حال چه ميكرديم ؟ اظهار نظرات دوباره شروع شد و هر كس چيزي گفت و از تجميع نظرات معلوم شد كه قيد برادران در خواب ناز و برنامه پياده روي را بزنيم و از اين توفيق اجباري كه نصيبمان شده نهايت استفاده را ببريم و يكي دو تن از دوستان را راهي محل كنيم براي وسايل مورد نياز و آتشي بهم بزنيم و چاي هيزمي دبش و كبابي نوش جان كنيم و دعا كنيم به جان دوستان هميشه در صحنه كه ما را به جنگل كشاندند و خود در خواب نازند .

تا باشه از اين توفيقات اجباری خوب و دلنشین  ...

قسمت رو ميبينيد ... ؟!

حالا بفرمائيد چای و كباب ، تعارف نكنيد ... 

 


مدیریت وبلاگ  

تست ازدواج ویژه مجردها  

تست روانشناسی مخصوص مجرد ها

 

           در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند.    
         باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل خانواده می دهند… حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم… آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می آید یا نه؟ تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟
 

 
۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۲- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۳-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۴- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۵-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۶- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۷-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۸- آیا شما موسیقی های آرام گوش می دهید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۹- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۱۰- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۱۱- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۱۲- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 
 
۱۳- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات
 

۱۴- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟
الف)بله            ب)خیر                ج)گاهی اوقات

 


نتیجه :

         اگر از ۱۴ پرسش بالا به ده گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است.


         اگر به ده گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است .


         اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه، همچنان مجرد بمانید.


                                                                                             مدیریت وبلاگ

داستان عشق جوان به دختر پادشاه

 

 

          جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد.

           جوان به امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد، به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت .

           روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد ، احوال وی را جویا شد و دانست که جوان، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست . در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند . جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد .

           همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نا معلوم رفت . ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند . بعد از مدتها جستجو او را یافت . گفت: (( تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آن گونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست ، از آن فرار کردی؟ ))

           جوان گفت: (( اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانهء خویش نبینم؟ ))


مدیریت وبلاگ