درود ... 

           قبول مسئولیت و وارد گود خدمت به اهالی شدن همیشه هم ساده و بدون درد سر نیست . گاه باید از همه چیز گذشت و حتی در مواقعی باید از جان مایه گذاشت . گاهی هم آن مسئولیت برایت آمد ندارد . انرژیهای منفی که از نگاه افراد بسویت روانه میشود و نحوه کار و برنامه ات که مانعی برای دیگران میگردد و بعضی عوامل دیگر همه دست بدست هم میدهند تا در کارت موفق نشوی و حادثه پشت حادثه به تو رو کند ...

           این مقدمه ای بود در وصف حال جناب آقای روح اله عبدی سرپرست جدید دهیاری روستا که هنوز قبول پست نکرده و حکمش صادر نشده هزار جور گرفتاری گریبانگیرش شده ...

           چند وقت پیش که برای عیادتش رفته بودیم از این دوران کوتاه میگفت و مشکلات پیش آمده . از دزدیده شده اموال دهیاری که در این چند سال سابقه نداشت و همزمان با ورود ایشان صورت گرفت تا بریده شدن کابل منبع آب بتونی روستا و کارشکنی ها و تخریبهای متعدد گرفته تا تصادف غیرمنتظره و عجیب اخیر با موتور که خدا رو شکر جان سالم بدر برد ( البته با تنی مجروح تر از بدن بعضی از جانبازان عزیز روستا )

          قبول پیش آمدن این همه حادثه در این مدت کوتاه برای ایشان کمی عجیب بود ولی متاسفانه واقعی . در جلسه عیادت خواستیم به ایشان بفرمائیم مشدی روح اله جان مشکلات همیشه هست تو بکارت ادامه بده ترسیدیم فردا پس فردا موردی پیش بیاد که ما از گفته خودمان پشیمان شویم ( بگو حالا کی میخواست حرفتو قبول کنه ) برای همین فقط به شنیدن اکتفا کردیم و گفتیم در وبلاگ می نویسیم تا اگر دوستان همولایتی راهکاری برایشان داشتند عنوان کنند تا گره کارشان بدون کمک دندان باز شود ...

شما چی میگید همولایتی عزیز ... ؟


مدیریت وبلاگ