وبلاگ روستاي كميشان

دل را ز شرار عشق ، سوزاند علی (ع)

یک عمر  ، غریب شهر خود ماند علی (ع)

وقتی که شکافت ، فرق او در محراب

گفتند : مگر نماز می خواند علی (ع) ؟!

         اين شبها ، شبهاي ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریه‏اش را ندیده بود. پدری دلسوز که با آه همه کودکان یتیم ، شریک بود و غصه‏های همه را بر جان خود هموار می‏کرد، ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو ، خبر نداشت.

ايام بر همگان تسليت باد ...


مديريت وبلاگ