فاطمه فاطمه است ...

ای مضمون آب وآینه ،
ای نجابت سبز،
ای رایحه صبح ،
خورشید رو به تو نماز می گذارد
و مهتاب بر بوریای ساده تو به تمنا می نشیند .
ای بلندای قامت سپیده !
ای مفهوم سبز ولایت !
ای زهره !
ای زهرا!
ای صداقت محمد
ای زبان علی
ای اسطوره مهر
سلام بر صورت نیلی
سلام بر پهلوی شکسته
و سلام بر خسوف غمگینانه تو !

او اگر خورشيد جهان افروز بود، برتر از اين مشعل پر شكوه آسمانى ، والاتر از اين كانون نور و روشنايى ، برتر از اين ارزانى دارنده زندگى و حركت و حرارت و طراوت و نشاط و آسايش بود!
و اگر ماه بود، زيباتر از اين شمع شب افروز و دلرباتر از اين سمبل و نمونه جمال و زيبايى و روشنى بخش تر از اين چراغ منظم و اسرارآميز، و شكوهمندتر و خيره كننده تر و تحسين برانگيزتر از اين آفريده فرمانبردار و اين رهرو گرم رفتار و اين آيت و نشان اقتدار و عظمت خدا بود!
اگر زمين بود، رنگين تر از اين خوان گسترده ، پربركت تر از اين گنجينه معادن ، پر رازتر از اين دربردارنده عجايب ، شگرف تر از اين آفريده پراسرار، گسترده تر از اين عرصه پهناور و پاك و پاكيزه تر از هر زمين طيب و طاهرى بود كه انواع گلها و گياهان و دانه ها و ميوه ها را به فرمان خدا مى روياند و در دامان خويش مى پرورد!
و اگر كوه ، اين سمبل شكيبايى و پايدارى و مقاومت و رمز استوارى و پايمردى بود، به راستى قله اى پرفراز، سر به آسمان ساييده ، تسخيرناپذير و ثابت و پايدار در برابر طوفانها، گردبادها و امواج بنيان كن حوادث بود.
اگر درياى خروشان و مواج و پر تلاطم ، اين سرچشمه طراوت ، نشاط، خرمى و شادابى زندگى و موجودات زنده بود، انبوه انبوه لؤ لؤ و مرجان ، مرواريد، گوهرهاى رخشان و گرانبها و ناياب
اگر گل ، اين سمبل جمال و كمال و تجسم بارز زيبايى و دلاويزى و دل انگيزى بود، به راستى زيباتر از همه گل ها، جالب تر از همه لاله ها، عطرآگين تر و ظريف تر از همه گلبرگ ها، تفكرانگيزتر از همه شكوفه ها و دل انگيزتر از تمامى دشت هاى پوشيده از گل و سنبل و باغستان هاى پر از لاله ها و شكوفه هاى رنگارنگ بود!

اگر دختر بود، دخترى بى همتا و بى همانند ، دخترى سرشار از خردمندى و خردورزى ،ادب و عاطفه ، پاكى و صفا ، معنويت و فضيلت ، كمال و جمال ، خدا جويى و خدا خواهى ، خدا بينى و خدا پرستى ، ايمان و پروا ، توحيد و توكل ، شهامت و دليرى ، عفاف و درستى ، دانش و آگاهى ، ژرف نگرى و نوانديشى ،شهامت و شجاعت ،زيبندگى و برازندگى ،حق شناسى و انصاف ، عدالت خواهى و دادگرى ، حق طلبى و ستم ستيزى ، آزادگى و آزادمنشى و به يك كلام راز و رمز خلقت و معماى انسانيت بود كه لقب بلند ام ابيها را از پيامبر گرفت و بارها آن كاروانسالار انسانيت دست او را بوسه باران ساخت و با همه وجود فرمود: ((فاطمه جان ! پدرت به قربانت !))
و اگر زن بود، بانويى بى نظير و بى مثال ، شاخص و نمودار كامل يك بانوى نمونه ، اسوه راستين و پرشكوه و بالنده زن آزاده و آزادانديش و اسطوره جاودانه جنس زنان و در ميدان جلوه هاى شكوه زن بودن پايدارتر از كوه ها و مقاوم تر از رودبارهاى هميشه جارى و چشمه سارهاى هماره جوشان بود.
اگر مادر بود، در عرصه مادرى لطيف تر از شبنم بهار، نوازشگرتر از نسيم سحر، ظريف تر از برگ زيباى گل ، و عطرآگين تر و دوست داشتنى تر از لاله هاى معطر بود.
اگر همسر بود، در گستره همسرى و در كانون خانه على (عليه السلام) گرمابخش تر از آفتاب جهان تاب ، دلنوازتر از مهتاب ، دل انگيزتر از نسيم بهارى ، و بخشنده تر و پربارتر از ابر باران زا و نزديكتر از پروانه بى قرار و دلسوخته به شمع روشن و پر شهامت تر و فداكارتر از هر همدل و همرزم و هر يار و همراه راستين راه خدا بود!

هرچه بود و هركه بود، اعجوبه جهان خلقت ، معماى انسانيت ، راز و رمز هستى ، گوهر گرانبهاى آفرينش ، آيت قدرت بى كران خدا از آفريدن آفريدگان ، خلاصه فضيلت ها، عصاره كرامت ها، مجموعه موهبت ها و فرزانگى ها و نشان توانايى بديع و عجيب آفريدگار فرزانه در آفريدن از جنس ((زنان )) بود ...

مدیریت وبلاگ
این وبلاگ آغازی است برای تحولی نو در روستای کمیشان و دریچه ای است برای بیان مشکلات و معضلات روستا و ارائه ی راه حل و اظهار نظر در مورد حل این مشکلات از جانب تمامی آنانی که خواهان روستائی آبادتر و پیشرو هستند ...